گفته بود تا وقتی که سینمای ما اکبر عبدی رضا کیانیان خسرو شکیبایی امین حیایی و امثال اینها را دارد همچنان زنده و پویا است
دیروز اما خسرو شکیبایی پر کشید.
یادم افتاد دیالوگ اخر خسرو شکیبایی در سکانس پایانی فیلم کیمیا این بود: وداعی در میان نیست
که این آغاز سلام است.
بازیگر بزرگی بود. و آن صدای منحصر به فردش. همیشه در خاطرم می ماند. روحش شاد
یادم میاد ترم پنجم که واسه گرفتن نمره رفته بودم پیشش ازم پرسید: کشاورزی رو دوست داری؟
گفتم نه استاد همینجوری قبول شدم.
بعد یه چیزی گفت که اصلا انتظار نداشتم.
گفتش میدونی! من که به عنوان استاد تو توی این دانشکده کار می کنم هم این رشته رو دوست نداشتم.
همیشه دوست داشتم علوم اجتماعی یا ادبیات بخونم. اما به این سمت کشیده شدم. کم کم بدون اینکه بخوام شرایطی پیش اومد که به دانشجو ها تدریس کنم و ...
هنوز دوست دارم ادبیات بخونم.
و من ۲ ماه پیش وقتی استاد فوت شدند پیش خودم فکر کردم: چه ارزشی داره. من بدون اینکه از شرایطم راضی باشم کارم رو ادامه بدم و افسوس بخورم که فلان چیزو دوست داشتم. استاد دلش میخواست وقتی به اندازه کافی جراتش رو پیدا کرد دباره از نو شروع کنه. با انگیزه و. با عشق.حدود ۴۰ سالش بود. اما چه کسی فکر میکرد به این زودی ها به فکر سفر بیافته.
حالم از همه چیز به هم خورد. استاد اون روز نمره خوبی بهم داد. نه اینکه مثل بعضی ها برای ۲۵ صدم برای اینکه نیافتی خودشونو بگیرن و بگن قانون ما اینه. بعدا شنیدم به استادا گفته بود هوای منو داشته باشن و شرایطم رو هم در نظر بگیرن که کار میکنم و گاهی ممکنه به درس کمتر برسم. اما استادا وقتی میدیدن من بیشتر توی شرایط برزخی کار و درس قرار میگیرم بیشتر بهم فشار میاوردن.
الان وقتی میخوام جای دیگه استخدام بشم با توجه به اینکه صرفا رشته کاریم نیست اما مطابق با تجربه ی چند سالمه میگن: بهتره بری جهاد کشاورزی و از اونجا کانال بزنی و با اونجا خبراتو کار کنی و در نهایت استخدام بشی تا آیندتو تضمین کنی. اما من بازم یاد استاد میافتم که این کارو کرد و مُرد!
یه فاتحه برای روح استادم بخونین
حرف هاي ما هنوز ناتمام... تا نگاه مي كني: وقت رفتن است باز همان حكايت هميشگي! پيش از آنكه باخبر شوي
لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود.
آي...
اي دريغ و حسرت هميشگي!
ناگهان چقدر زود دير مي شود!
اصلا نميدونم ميشه هم صفحه فرهنگ و هنر روزنامه رو آماده كنم و هم صفحه فرهنگ و هنر و گردشگري و ميراث فرهنگي هفته نامه رو؟
مثل گاهي اوقات كه استرس مفيد دارم به تلاش افتادم. اما بازم فكر ميكنم فرصت ندارم و كار سختيه.
بابا قرار نيست كه هميشه بيست بود. ![]()
اصلا من دلم مي خواد در ترم ۸ از رشته ام كه هيچ ربطي به علاقه و كارم نداره انصراف بدم. همش تقصير اين سيستم اموزشي مزخرفه. اگه رشتمو دوست داشتم كه ...
بگذريم
من ميخوام علوم ارتباطات بخونم. ميخوام گردشگري هم بخونم. كشاورزي اما.... ۴ سال بس نبود براش وقت گذاشتم.
از بحث منحرف نشيم. من هنوز استرس دارمااااااااااااا
ميدان امام همدان تحت تاثير شيوه معماري باروك اروپا و با تلفيقي از معماري ايراني توسط كارمل فريش، معمار و شهرساز آلماني بين سالهاي 1307 تا 1309 كه طراحي و احداث آن را به عهده گرفت، ساخته شده است. بدنهها و بخشهاي اطراف اين ميدان، يادگارهايي از شروع شهرسازي مدرن در شهر همدان هستند و به غير از ساختمانهايي كه با كاربري شهري در اين ميدان قرار گرفتهاند، سينما فلسطين همدان نيز در اين مجموعه قرار دارد. ميدان ساخته شده توسط فريش با بدنه ساختمانهاي اطراف آن در فهرست آثار ملي كشور ثبت شده است و هنوز آثاري از تزئينات آن مانند آجركاريهاي ساده و برجسته با نقوش هندسي گچبريهاي سردر پنجرهها و با نقوش انسان و حيوان و پنجرههاي چوبي ساختمانها بر جا مانده است.
سال 1325 در اثر وقوع آتشسوزي، ضلع شمال شرقي ميدان ويران شد و ساختمان بانك ملي با بدنهاي ناهمگون با معماري ميدان، در آن محل ساخته شد. از سال 1381 عمليات بازپيرايي و مرمت ميدان مركزي شهر همدان با بازسازي تعدادي از در و پنجرههاي چوبي طبقات فوقاني ساختمانهاي اطراف ميدان آغاز شد و در همان سال عمليات لايهبرداري، مرمت، ساب و بندكشي سطوح آجري حد واسط خيابانهاي شهدا و تختي شهر همدان نيز به انجام رسيد. طي سالهاي گذشته نيز اقداماتي جهت رنگآميزي و مرمت موضعي شيروانيهاي ساختمانهاي اطراف اين ميدان انجام شده است.
ميدان امامخميني(ره) در مركز شهر همدان قرار گرفته و شعاع 80 متري اين ميدان نقطه اتصال اجراي طرح شهرسازي جديد و محل انشعاب شش خيابان اصلي شهر است كه هر كدام با عرض 30 متر با زاويه 60 درجه نسبت به يكديگر به شش جهت شهر كشيده شدهاند. شهر همدان نيز با قدمت بيش از 5 هزار سال تنها شهر منطقه غرب كشور است كه از پلان شعاعي برخوردار است و ميدان امامخميني(ره) به اين شهر فرصتي داد كه همچون نگيني در غرب ايران بدرخشد و مردمانش به اين ويژگي منحصر به فرد ببالند. اما سوال اينجاست كه آيا مسؤولان همدان هم به اين موقعيت استراتژيك بها ميدهند؟ متاسفانه پاسخي كه به اين سوال داده ميشود نه از ديد صاحبنظران و نه از ديد مردم همدان مثبت نيست و چه بسا بسياري از اساتيد معماري فكر ميكنند مسؤولان هنوز درك درستي از وضعيت و اهميت نقطه مركزي شهر همدان به لحاظ فرصتي كه ميتواند براي رونق گردشگري و حتي افزايش سواد بصري مردم همدان به وجود بياورد ندارند.
هنوز هم گردشگراني كه از ميدان امامخميني(ره) همدان عبور ميكنند در وسط اين ميدان هيكل زمخت مارپيچي را ميبينند كه در كنار معماريهاي 50 سال پيش در همين شهر از لحاظ هنري و معماري هيچ حرفي براي گفتن ندارد و هويت اين شهر را به سخره گرفته است. در خصوص المان ميدان تاريخي امامخميني(ره) همدان شايد بارها گفته شده و مقالهها به تحرير درآمده است و به عقيده خواننده نيازي براي تكرار مكررات وجود نداشته باشد؛ اما بنده عقيده دارم وجود تنديس بدرنگي كه بدون انتقال درست مفهوم زيباييشناسي، معماري اصولي و هماهنگي با معماري اطراف، با طرحها و نقشهايي كه حتي از انتقال درست مفهوم و هدف طراح عاجز هستند (با توجه به اين نكته كه به علت پيچيدگي و تنوع طرحها، موجب حواسپرتي رانندگان نيز ميشود) در بهترين و منحصر به فردترين ميدان ايران، اقدامات شايسته مسؤولان را زير سوال ميبرد؛ چرا كه مسوول همداني بايد بداند پر رفت و آمدترين، تاريخيترين و زيباترين ميدان شهر همدان نياز به تنديسي در خور تاريخ و فرهنگ مردم اين شهر دارد و هر نوع بنا و معماري و تنديس با تمام ظرافتهايش بر روحيه و روان مردم اثري درازمدت خواهد داشت مردمي كه هر روز با ديدن اين هيكل زمخت بتوني صورتشان را كج ميكنند تا با بيتفاوتي و به ناچار از كنار اين المان عبور كنند نيز ناخودآگاه از اين طرح تاثير ميپذيرند.
الماني كه حتي نتوانسته است پيام انقلاب اسلامي ايران به رهبري بنيانگذار كبير انقلاب و حماسه هشت سال دفاع مقدس را به روشني بيان كند و طرح رزمندگان پرشور انقلاب اسلامي كه با رشادتهاي خود برگ زريني بر تاريخ ايران نشاندند، متاسفانه در اين المان هيچ تفاوتي با سربازان ساير كشورها ندارد.
مسؤول همداني بايد بداند كه احداث هر نوع المان، تنديس و يادبودي در اقصي نقاط استان بايد با مشورت و حضور اساتيد معماري و هنرمنداني صورت گيرد كه سالها در اين عرصه عرق ريخته و با چم و خم و روانشناسي كار آشنا هستند.
هر مسؤولي در استان ما بايد متوجه باشد سرمايهگذاري در ساخت يك بناي يادبود يا تنديس ماندگار با رعايت همه اصول علمي و زيباييشناسي در شهر نه تنها اسراف نيست؛ بلكه سرمايهگذاري در راستاي ايجاد انگيزه، شادماني و تزريق روحيه به افرادي است كه هر روز از كنار آن بنا ميگذرند و اين سرمايهگذاري هنري ـ فرهنگي حتي به كاهش بزهكاريها، ناراحتيهاي رواني جامعه و كاهش مهاجرت از منطقهاي كه پر از يادگارها و تنديسهاي خاطرهانگيز است، ميانجامد و البته اين نكته را هم نبايد از نظر گذراند كه ساخت اين گونه بناها بايد با ديد كارشناسانه و به دور از سليقههاي فردي انجام گيرد و فراموش كردن اين مهم زوال فرهنگي و علمي جامعه را در پي خواهد داشت.
مسؤول همداني بايد بداند به حاشيه راندن معماران و هنرمندان و متخصصان جامعه به معناي مسخره كردن تمام دانشجوياني است كه در اين راستا تخصص مييابند و هر سال هم به تعدادشان افزوده ميشود. همچنين بيتوجهي به روحيات مردمي است كه از مسوولان شهرشان انتظار اداره درست كارها را دارند.
البته هنوز دير نشده است. همدان پر از المانها و ساختارهايي است كه بايد برچيده شود و اين بار بدون شتابزدگي و غرضورزي و با در نظر گرفتن تمامي موارد روانشناسي، زيباييشناسي و علمي و با عشق، از نو بنا شوند. المان ميدان امام خميني نيز از آن ساختارهاي تقليدي و ناگزيري است كه مانند مشابه خود( المان ميدان انقلاب تهران) بايد هرچه زودتر برچيده شود و جاي خود را به طرحي ويژه و در خور تاريخ و تمدن همدان دهد. طرحي كه چشمها را خيره كند و تحسين همگان را برانگيزد. يادمان باشد همدان امروز يادگار همه آن تاريخ پنج هزار سالهايست كه با ابهت در مقابل همه ناملايمات ايستاد و پيوسته پابر جا ماند.
امروز یک سری ها رو که وضعشون خیلی خراب بود وی پتری دیش هایی گذاشتم که با وایتکس ضد عفونی شدن. اما این وسط مانتوی جدیدم هم با وایتکس رنگش پرید!![]()
فکر کنم اشکال از عصاره یونجه ها باشه. یونجه هایی که از مزرعه آقاي حاج بابایی کندم آلوده بودن![]()
بذرای بیچاره مصیبت عصاره یونجه ها کمشون نبود! بیماری قارچی هم نصیبشون شد.
عجب پایان نامه ای میشه!
بازم ایول به آب مقطر که دمش گرم. بذرا حسابی حال کردن توش و جوونه زدن. بدون حتی میسلیومی از قارچ.این قارچا از کجا پیداشون شد؟ فردا از دکتر ظفری میپرسم نوع این قارچا چیه. البته یکیشو میدونم آسپرژیلوسه. ولی گونش توی کشت های خاکشیر و شنگ فرق میکرد! از طرف دیگه توی عصاره های ۴۵ درصد بیشتر از ۳۰ درصد و ۱۵ درصد بود. اما یکی از پتری ها یه نوع دیگه از قارچ رو هم داشت
که نمیدونم اون دیگه چیه. اما بازم از پتری بذرای خاکشیر عصاره ۴۵ درصد بود. حدس میزنم اشکال از عصاره باشه. از همون ریشه یونجه هایی که از مزرعه چیدم.
خوش به حال سحر. پروژش چقدر بی دردسر شد.
منو بگو که اول کشتام با کم آبی روبرو شد. بعدش به دلیلی اینکه آبیاری از بالا بود به علت تنش همه نمکهای محلول بالا اومدن و از جوانه زنی جلوگیری کردن. بعد کشت مجدد انجام دادم تا عصارم برسه. بعدش با کلی مکافات ریشه ها رو که جدا کردیم از اندام های هوایی و خشک شدن و پودر شدن و ... وقتي گذاشتم تو شيكر به خيال اينكه بعد از ۲۴ ساعت بهش سر ميزنم برق رفته بود و همه ريشه ها گنديده بود.
در نتيجه من كه چاره اي نميديدم به مزرعه آقاي حاج بابايي رفتم و از ريشه هاي سه سالش كندم. كه حالا نتيجه ش اين ميشه كه عصاره آبي قارچ داره و...
به نظرتون اين پايان نامه تا ۲۶ تير آماده ميشه؟
حال و حوصله نوشتن ندارم
نوشته هامو توی راه کوچه و خیابون مینویسما
اما موقع مرتب کردن که میشه دست و دلم به نوشتن نمیره
نقدا چند تا گزارش بخونید
تو این جلسه که در زیر گزارشش رو می خونید اونقدر از ازدواج گفتن و توصیه کردن که با خودم گفتم اصلا دلم نمیخواد ازدواج کنم. بعدش یکی از روحانیون که سخنرانی میکرد گفت باید یه بخشنامه ای صادر بشه که از استخدام خانوما جلوگیری بشه و من از اعصاب خوردی نمیتونستم روی جای خودم بمونم. رفتم ردیف جلو و نشستم پیش همه ی مسئولانی که حتی یک خانوم هم در میانشان دیده نمیشد. این روحانیون محترم گاهی اونقدر از فواید یه چیز میگن که آدم زده میشه. آدم ازدواج کنه که چی بشه؟
عذر میخوام ولی چه اشکالی داره من نوعی کارمو داشته باشم و روال عادی زندگی خودمو بدون دردسر متاهلین ادامه بدم و پیشترفت کنم و از لحاظ دیگه هم خلا نداشته باشم. و طرف دیگه من هم همینطور فکر کنه؟ من به دوستام نگاه میکنم که وقتی ازدواج کردن کلی مشکل و دردسر و فشار رو سرشون ریخت و ازادی هاشون ازشون گرفته شد. حتی اونهایی که با عشق ازدواج کردن هم همینطور. و البته ناراضی اند. اگه خونواده های ما قبول میکردن که ما بدون تعهد پیش هم بمونیم و بدون این مشکلات و دردسر ها یی که خیلی هاش رو هم خودشون بعد از ازدواج به وجود میارن بهتر بود. من که اگه باز روی سرم نریزن میگم که حکومت و خانواده ها راه حلی جز پذیرفتن ازدواج موقت ندارن.
واژههاي دلرباي آقايان بنيان خانواده را مستحكم ميكند
سيدآقا حسيني كه در همايش سراسري آسماني ها با موضوع ازدواج، هويت ديني و ملي جوانان ايراني ميگفت افزود: يكي از رسالتهاي مرد اين است كه زمينه اعتلا و رشد همسرش را فراهم كند و هرچه زن متعالي فكر كند، مرد هم به تبع آن متعالي فكر ميكند لذا خانمها بايد دين ناب را وارد حوزه اجتماع كنند.
وي ادامه داد: ايرانيان قبل از دوران صفويه مهريه را ميدادند و سپس خانم را به خانه ميبردند اما خانوادهها الان اين مطلب را به هم تحويل ميدهند كه "مهريه را چه كسي گرفته و چه كسي داده است" و در اين حالت دچار محرمات ميشوند چرا كه مهريه بايد پرداخت شود و ما متأسفانه آن را پرداخت نميكنيم و اگر خانمي مهريهاش را مطالبه كند در خانواده دچار تنش ميشود كه اين درست نيست.
آقاحسيني افزود: همسران از طريق مهريه معقول با يكديگر ارتباط درستي برقرار ميكنند اما مهريه بالا به دليل اينكه قابل پرداخت نيست، با ادبيات دين اسلام همخواني ندارد.
دو سوم جواناني كه ازدواج نميكنند مشكل اقتصادي ندارند
در ادامه رئيس سازمان ملي جوانان استان همدان گفت:ميانگين ازدواج در همدان كه به عنوان جوانترين استان كشور شناخته شده است در 10 سال اخير كمتر از ميانگين كشوري بوده و اين درحالي است كه همدان در طلاق هم جزء استانهاي پيشتاز است.
رئيس سازمان ملي جوانان با اعلام اين خبر ادامه داد: در حال حاضر 23 ميليون جوان در سن ازدواج در كشور وجود دارد كه هنوز ازدواج نكردهاند.
حجتالاسلام كرمي افزود: عدهاي ميگويند مشكلات معيشتي و مالي، اولين و مهمترين دليل ازدواج نكردن جوانان است اما طبق آمار، در حال حاضر دو سوم جواناني كه در سن ازدواج قرار دارند وازدواج نميكنند مشكل اقتصادي ندارند.
كرمي با بيان اينكه يك ششم از جمعيت جهان را جوانان تشكيل ميدهند، خاطرنشان ساخت: جمعيت جهان، جمعيتي پير است و اين در حالي است كه يك سوم جمعيت ايران را جوانان تشكيل ميدهند و كشور ما جزء جوانترين كشورهاي جهان است و سرمايه عظيمي را در دست دارد.
وي اظهار داشت: استان همدان جوانترين استان كشور است و اين حساسيت موضوع را براي ما دوچندان ميكند.
كرمي در ادامه سخنانش خاطرنشان كرد: هر جامعهاي اگر بخواهد پيشرفت كند بايد بر نيروي جوانان خود تكيه نمايد ودر متن هر تحول تاريخي جوانان نقش اصلي را ايفا ميكنند. جوانان سرنوشت تاريخ را مشخص كردهاند و حتي بهترين و نزديكترين ياران انبيا جوانان بودهاند.
رئيس سازمان ملي جوانان همدان ادامه داد: اكثر قريب به اتفاق ياران امام زمان (عج) جوان هستند و شخص امام (عج) نيز با چهره و نشاط جواني ظهور ميكنند.
از طرف ديگر اكثر شهداي دفاع مقدس و انقلاب اسلامي ايران و كساني كه باعث شدند فناوري هستهاي در ايران پا بگيرد جوان بودند.
او با ذكر ويژگيهاي جوانان تصريح كرد: اگر براي اين فرصت به دست آمده برنامهريزي نكنيم، همين فرصت تبديل به تهديد ميشود و اگر به فكر نباشيم در آستانه بحران قرار خواهيم گرفت.
كرمي با اشاره به اينكه در حال حاضر، ايران و خصوصا همدان با بحران ازدواج روبرو شده است، افزود: ما در اسلام معتقديم كه نسخه شفابخش و اثرگذار براي مقابله با ابتذال و بيبندوباري ازدواج است اما متأسفم اين را ميگويم كه در كشوري كه جزء جوانترين كشورهاي دنيا است، فرهنگ ازدواج هر روز كمرنگتر ميشود.
********
در حال حاضر آثار گرهچيني امامزاده يحيي (ع) دراطراف ضريح و در فضاي داخل امامزاده مأمن مومنان پاك دلي است كه ساعاتي را دراين مكان مذهبي به راز و نياز با پروردگار خود ميپردازند و دستانشان با چوبهايي كه با مهارت به هم گره خوردهاند اخت شده است. شايد اگر به جاي فلز از چوب استفاده ميشد ضمن اينكه از منسوخ شدن يك هنر اصيل همداني جلوگيري ميكرديم و بقاع متبركه استان از وضعيت منحصربه فردي برخوردار ميشد، روح طبيعت با روح انسانهاي پاك روزگار در ميآميخت و فضا همراه با نور سبز سيدي لامپهاي فلورسنت، روحانيتر ميشد. هماكنون امامزاده يحيي(ع) همدان يكي از معدود امامزادههايي است كه در آن از هنر گرهچيني استفاده شده است.
از گرهچيني در بيشتر موارد به منظور ساخت پنجرههاي مشبك و ضريح اماكن متبركه استفاده ميشود. در اين روش قطعات چوب به شكل كام و زبانه به اشكال هندسي زيبا درون هم قرار ميگيرند و سطحي مشبك را ايجاد ميكنند. معمولا بر روي سطح گره شده طرحهاي سنتي به شكل منبت سوزني و منبت برجسته كندهكاري ميشود.
در حال حاضر 54 نفر از اساتيد گرهچيني در استان همدان فعاليت ميكنند كه يكي از آنها استاد اميد برقزدگان است.
برقزدگان در جريان بازديد رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري استان و معاون صنايعدستي اين سازمان كه چندي پيش از كارگاه وي صورت گرفت، گفت: 40 سال است كه در زمينه گرهچيني مشغول به كار هستم و در اين سالها راهحلهاي سادهاي براي ترسيم دقيق و شيرين نقوش و گرهها پيدا كردهام.
برقزدگان كه هماكنون مشغول گردآوري كتابي در اين زمينه است افزود: نحوه مرمت بناها بايد اصالت بنا را تحت شعاع قرار ندهد اما متأسفانه اين موضوع در مرمت بناهاي چوبي و حتي گچبريهاي تاريخي رعايت نميشود.
او با اشاره به زيباييهاي هنر گرهچيني اظهار داشت: اين هنر با وجود نقاط مثبت و زيباييهاي فوقالعادهاش به تدريج به دست فراموشي سپرده شده است و براي احياي آن بايد به آموزش جوانان علاقهمند پرداخت.
برقزدگان كه گره چيني درب چوبي جديد امامزاده عبدا...(ع) همدان را آماده ميكرد، در ادامه اين بازديد به شرح ظرافتهاي كار و تفاوت نوع گره چيني اين در با ساير كارهاي گرهچيني پرداخت و افزود: گرهچيني درب جديد امامزاده عبدا... (ع) همدان دو طرفه ميباشد كه اين موضوع از محاسن كار محسوب ميشود.
مدير روابط عمومي معاونت صنايعدستي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان درخصوص وضعيت فعلي هنر و صنعت گرهچيني در گفتگو با خبرنگار ما گفت: در حال حاضر تعداد اساتيد اين فن زيبا كه در اين راستا فعاليت ميكنند انگشت شمار است كه از جمله آنان ميتوان به استاد حجتا... بيات در تويسركان، استاد امير برقزدگان در همدان و ... اشاره كرد.
بهجت عباسي در پاسخ به اين سؤال كه چرا در استان همدان در ساخت ضريح اماكن متبركه از گرهچيني استفاده نميشود خاطرنشان ساخت: يكي از دلايل اصلي كه ضريح اماكن متبركه را بيشتر از فلز ميسازند اين است كه چوب به مرور زمان تحت تأثير عوامل جوي و محيطي قرار گرفته و از بين ميرود اما ماندگاري فلز بيشتر است ليكن جذابيت استفاده از چوب در ضريح بقاع متبركه، بيشتر از فلز است.
عباسي به آثار به جا مانده گرهچيني در همدان اشاره كرد و افزود: صندوقچه موجود در آرامگاه استرومردخاي و فضاي داخلي و اطراف ضريح امامزاده يحيي(ع) همدان با استفاده از گرهچيني ساخته شده است.
وي در پايان خبر داد: به زودي گرهچيني امامزاده يحيي(ع) همدان توسط استاد برقزدگان ترميم ميشود. گفتني است گرهچيني يكي از رشتههاي صنايعدستي در شاخه مصنوعات چوبي است كه حدود 900 سال در همدان سابقه دارد اما متأسفانه بيش از نيم قرن است كه در استان از رونق افتاده است.
اين رشته به گفته معدود اساتيد به جاي مانده، شناسنامه استان همدان است اما با اين حال به مرور زمان به دست فراموشي سپرده شده و در آستانه منسوخ شدن است كه در اين خصوص لازم است مسوولان بهمنظور احياي اين هنر تدبيري عالمانه بينديشند.

| ز گريه مردم چشمم نشسته در خون است | ببين که در طلبت حال مردمان چون است | |
| به ياد لعل تو و چشم مست ميگونت | ز جام غم می لعلی که میخورم خون است | |
| ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو | اگر طلوع کند طالعم همايون است | |
| حکايت لب شيرين کلام فرهاد است | شکنج طره ليلی مقام مجنون است | |
| دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است | سخن بگو که کلامت لطيف و موزون است | |
| ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی | که رنج خاطرم از جور دور گردون است | |
| از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزيز | کنار دامن من همچو رود جيحون است | |
| چگونه شاد شود اندرون غمگينم | به اختيار که از اختيار بيرون است | |
| ز بيخودی طلب يار میکند حافظ | چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است |
*******
نخستين ديدار بامدادي؟!
مي خوام هميشه مال هم باشيم
تو باور نداري
اما من به معجزه اعتقاد دارم
معجزه ميشه
از دست بعضی ها ناراحتم!
نمیذارن برم
نمی خوان جایی که دوست دارم باشم
به خاطر خودشون
امروزبعد از سه سال و نیم دوباره در جلسه امتحان فیزیک عمومی حاضر شدم
استاد انصافا خیلی خوب سوال داده بود اما من یکی دوتا سوال رو گیج بازی دراوردم. فرمولاشو کف دستم نوشته بودمااااااااا ولی نمیدونم چرا برای سوالای آخر مخم هنگ کرده بود.
متنی که میخونید رو چند روز پیش به خاطر این نوشتم که خبرگزاری ها و رزنامه ها بعد از مرگ شاعران و نویسندگان و بزرگان ایران تازه یادشون میافته که باید معرفیشون کنند اتفاقی که برای نادر ابراهیمی و قیصر امین پور و بسیاری از رفتگان این چند ماه اخیر و چه بسا چند سال گذشته رخ داده.
مسأله شهرت و محبوبيت پس از مرگ در ايران چند صباحي است كه گويا به اصلي غير قابل اجتناب تبديل شده است. يك انسان آن قدر بزرگ ميشود و آن قدر گمنام، كه وقتي به ديار باقي شتافت اولين خبرگزاري در عصر روز چند شنبهاي تيتر ميزند "او اسطورهاي بود كه با رفتنش خلائي بر گستره عالم نشاند." وقتي آرشيو خبرگزاري را نگاه ميكني تمام خبرهايش در مورد اين اسطوره صرفاً به پس از مرگ او اختصاص دارد.
پس از مرگ بسياري از بزرگانمان آگهيهاي تسليت قطار ميشوند، نوحهها سراييده ميشوند، بسياري در تريبون از گريه منفجر ميشوند و بسياري ديگر به تمجيد از آن يگانه از دست رفته و خوبيها، مهربانيها و چههايش ميپردازند. به راستي آيا فراموش كردهايم دانشمندان و بزرگان ما تنها داراييهاي زندهمان هستند.
مگر اين نيست كه ما با نفس پر بركت پدران و مادراني بزرگ شدهايم كه به ما كرامت و پاسداشت خوبيها را آموختهاند؟ مگر ما بزرگ شده فرهنگي نيستيم كه شادي را يكي از نعمات بيبديل پروردگار ميداند و ملتي كه شاد نيست را مرده خطاب ميكند؟ ما چهمان شده است؟ چرا روزنامههاي ما هر روز خبر از مرگ بزرگي ميدهند و براي اولين بار معرفياش ميكنند؟
ما اگر اين بزرگان و دانشمندان را ارج ننهيم، اگر ندانيم چه كساني را داريم و فرهنگ ما تنها نيست، اگر به دنبال اين نرويم كه چه بودهايم و چرا اينجا هستيم؟ ديگر وجود نخواهيم داشت و مردههاي متحرك و بيهويتي ميشويم كه از فروختن ميهنشان به بيگانه ابايي نخواهند داشت و مسؤول بيچيزي ميشويم كه از ترس صرف نكردن دو ريال اضافي، براي نظر دانشمندان مملكت و سرزمينش اهميتي قائل نيست و اين ميشود كه دست به گريبان آنهايي ميشويم كه داشتههاي كمشان را معرفي كردهاند و به مايي كه چيزي از خود نميدانيم فخر ميفروشند و غبطه ميخوريم و اندوه سراسر وجودمان را ميگيرد كه بيگانهها بيشتر از ما دارند.
اين كه شاعران ما قبل از مرگشان ميسرايند: "تا زندهام اكنون به من مرحمتي كن، فردا كه شوم خاك چه سود اشك و ندامت" و يادشان است كه در ستون تسليتها نامي از آنها يادگار ميماند.
اصولاً ما به يادگاري علاقهاي ديرين داريم، اين ميشود كه بر تن بيزبان آثار گذشتگان به بدترين شكل ممكن ناممان را حك ميكنيم و با چندشآورترين حالت موجود، تاريخ ميزنيم.
آنگاه با زمختي تمام امضا ميكنيم و خوشحاليم كه نامي از ما به يادگاري ماند....
نميخواهم متن، طولانيتر از اين شود اما خواننده اين متن باور كند كه ما تا دانشمندان و بزرگان فرهنگ و هنرمان را نشناسيم و نتايج تحقيقات آنها را به عرصه ظهور نرسانيم، كارهاي بزرگشان را ادامه ندهيم و آثارشان را تا وقتي زندهاند معرفي نكنيم؛ نه از غيرت ملي چيزي ميماند و نه از بالندگي نسلهاي بعدي اين سرزمين. ما با اين روال، شيفته بيگانگاني ميشويم كه چيزي بيشتر از ما ندارند اما بيشتر از ما به داشتههايشان باليدهاند و به آنها ارزش دادهاند.
باشد كه ايرانيان قبل از خواندن متن وداع روزنامهها با بزرگان علم و ادب و هنر، آنها را شناخته باشند.
قلعه اشتران در يكي از مناطق ويژه گردشگري استان واقع شده است و از گذشته برفراز كوهي مشرف به دره زيباي خرمرود قرار گرفته و درواقع پل ارتباطي غرب كشور و استانهاي مركزي به شمار ميرفته است. اين قلعه در گذشته از بناهاي نظامي دوره قاجار بوده است و بنابر آنچه از بقاياي اين اثر تاريخي به دست آمده است، قلعه اشتران در گذشته علاوه بر استفاده نظامي، محل و مخزن انبار گندم و آذوقه ساليانه مردم آن نواحي نيز بوده است.
دركنار اين قلعه تاريخي، آثار ديگري از جمله حمامسنگي روستاي اشتران و آب انبارهاي اين منطقه واقع شدهاند و در كنار يكديگر پتانسيل نهفته و ويژه تاريخي و گردشگري اين منطقه را به وجود آوردهاند.
مسؤول نمايندگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري تويسركان درخصوص علت ريزش ديوارههاي اين قلعه تاريخي و عدم مرمت آن گفت: قلعه اشتران از چندين سال پيش در اثر بارش نزولات جوي و سرد و گرم شدن هوا و نداشتن تجهيزات مرمتي در سالهاي اوليه به مرور زمان در قسمتهاي داخلي و بيروني به طور مقطعي دچار ريزش ديوارهها شده است.
عادلنژاد ادامه داد: از حدود 4 سال پيش قسمتي از ضلعشرقي قلعه مرمت شد اما مرمت كامل قلعه تاريخي اشتران نيازمند اعتباري بيش از 500 ميليون تومان است.
وي گفت: به علت كمبود اعتبارات، بازسازي تمام قسمتهاي قلعه تاريخي اشتران در يك پروسه زماني مشخص امكانپذير نيست اما اميدواريم با اجراي طرح ويژه گردشگري در اين منطقه شاهد مرمت و حفاظت كامل قلعه تاريخي اشتران در آيندهاي نهچندان دور باشيم.
نماينده سازمان ميراثفرهنگي، صنايعدستي و گردشگري شهرستان تويسركان تمايل دارد بهمنظور استفاده گردشگران از زيباييها و توانمنديهاي منطقه اشتران با توجه به وجود خانههاي تاريخي و بافتزيباي روستاي اشتران و طبيعت مصفا، اين منطقه به يك موزه طبيعي تبديل شود كه اين مهم در صورت تخصيص اعتبارات تحقق خواهد يافت.
تأكيد ميشود قلعه اشتران اثر تاريخي منحصربهفرد و زيبايي است كه متأسفانه به آن كوچكترين توجهي نميشود. اين قلعه با نقاط مثبت گردشگري كه در اطراف دارد ميتواند به يكي از مناطق مهم هدف گردشگري استان تبديل شده و در رونق اقتصادي و گردشگري روستاي اشتران حرف اول را بزند.
اين اثر تاريخي ويژه به اعتبار ناچيزي در مقابل سيل اعتبارات اين بخش نياز دارد تا شكوه، جلال و استحكامي دوباره يابد و جايي شود كه يك ايراني با رفتن به آن، به تاريخ گذشتگانش افتخار كند و با نيرو و استعدادي كه در خود سراغ دارد، آيندهاش را اميدوارانه بسازد، نه اينكه در مسير جاده تويسركان به سمت همدان با ديدن قلعه اشتران، مخروبهاي ببيند كه گويي هيچ هويتي ندارد.
آقاي بيات رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان: اشتران را قبل از اينكه همهچيز تمام شود، زنده كنيد.
