تبليغاتX
تا بیکران
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

خسته ام

از اینهمه کلمه نامفهوم و به درد نخور - که در ذهنم جای میگیرد

و فرار میکند

و ذهنم را - به دنبال خودش می کشد

خسته ام

از اینهمه خوبی

که به بدی بدل می شود

 از کفش هایی که در این رفت و آمد های مکرر پاره می شود

 از آرامشی که ندارم

و از استحاله ای که تمام نمی شود

تو بگو خورشید

با اینهمه خستگی

عقاب چگونه پرواز کند؟

نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 18:53 | لینک  | 

كودكان و نوجوانان، قربانيان اصلي

 چند نشريه كودك و نوجوان سراغ داريد كه مدت تقريباً زيادي به فعاليت خودشان ادامه داده باشند؟ تعداد اين نشريات به تعداد انگشتان دست هم نمي‌رسد و اغلب آنها پس از مدتي توسط مديران نشريه صرفاً كالايي پرهزينه و ديربازده شناخته مي‌شوند و قرباني نداشتن بودجه و بي‌توجهي مي‌گردند. آنهايي هم كه به فعاليت خود ادامه مي‌دهند وابسته به مراكز دولتي و نيمه‌دولتي هستند. شهريورماه بود كه چاپ نشريه "آبنبات چوبي" روزنامه هگمتانه به دليل عدم آشنايي مديران اين روزنامه با اهميت وجود نشريات كودك و نوجوان در جامعه، متوقف شد و شايد تنها كار فراگير و با اهميتي كه شهرداري مي‌توانست براي آموزش فرهنگ شهروندي به نسل آينده انجام دهد، انتشار اين نشريه بود. در صورتي كه آموزش فرهنگ شهروندي يكي از وظايف شهرداري است و نشريه كودكانه آبنبات چوبي مي‌توانست با حمايت  و هزينه شهرداري آينده بهتري داشته باشد. نشريه كودك و نوجوان شاپره همدان پيام هم با آغاز جشنواره فيلم كودك و نوجوان متولد شد و كم كم از پرداختن به موضوعات "در مورد كودك" به قالب "براي كودك" رسيد و در كنار ساير نشريات كودك و نوجوان ايران به فعاليت هفتگي خود ادامه مي‌دهد با اين تفاوت كه اين نشريه با در نظر گرفتن نيازهاي روز كودك و نوجوان، بخش‌هاي ويژه‌اي را به انيميشن، زبان انگليسي و نجوم (با در نظر گرفتن نامگذاري امسال به نام سال نجوم) اختصاص داده است اما حيات اين نشريه مانند ساير نشريات كودك و نوجوان متعلق به بخش خصوصي  تهديد مي‌شود.

شايد مديران نشريات خصوصي در اين مورد حق داشته باشند چرا كه عامل " نداشتن بودجه كافي" مي‌تواند دليل اصلي ورشكستگي شود و بايد هزينه‌ها كاهش يابد اما اولين قشري كه قرباني اين تصميم مي‌شوند، كودكان و نوجوانان هستند. آنهايي كه نياز دارند در كنار مطالعه كتاب‌هاي درسي و گذراندن وقت در كنار خانواده، منفذي براي ورود به اجتماع پيدا و با پرداختن به علايق و استعدادشان، مسير زندگي آينده خود را انتخاب كنند.

در شرايط فعلي، تنها راه ادامه مسير نشريات كودك و نوجوان خصوصي، احساس نياز جامعه به اين نشريات است. احساس نيازي كه اگرچه مبرهن است اما هنوز براي مديران و مسئولان دولتي ما كاملاً شناخته نشده و به ناچار احتياج به توضيح دارد. چرا كه  ادامه حيات نشريات كودك و نوجوان با اختصاص بودجه ممكن خواهد بود و ارگان‌هاي دولتي مانند كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، سازمان تبليغات اسلامي، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي، شهرداري، ادارات برق و گاز و آب، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري،  معادن،  محيط زيست، مراتع و جنگل داري، دانشگاه علوم پزشكي و بسياري از ارگان‌هاي ديگر حتي بانك‌ها مي‌توانند با فرهنگ‌سازي از طريق اين نشريات در حيطه كاري خود ضمن حمايت از نشريات كودك و نوجوان زمينه را براي ورود مطلوب اين قشر آينده‌ساز به جامعه آماده كنند.

اگر فعاليت اين سازمان‌ها براي خدمات دهي به جامعه است پس بايد قشر با اهميت و سرنوشت‌ساز جامعه در نظر گرفته شود و اين قشر براي داشتن آينده‌اي بهتر هدايت گردد. در اين ميان سازمان‌ها و ارگان‌ها مي‌توانند از نشريات كودك و نوجوان در راستاي فعاليت كاري خود بهره بگيرند.

يكي از مشكلات عديده ما در بخش ميراث فرهنگي، آسيب‌رساندن افراد به ميراث تاريخي كهن است و اگر اين مهم براي كودكان و نوجوانان ما تشريح نشود در آينده هم اين معضل گريبانگير جامعه خواهد بود. در بخش نيرو، فرهنگ صرفه‌جويي در منابع هنوز  به وسيله تعداد زيادي از افراد جامعه رعايت نمي‌شود و اين امر سبب صرف هزينه‌ها و بروز قطعي‌ها و مشكلاتي شده است كه با تشريح اهميت صرفه‌جويي براي كودكان و نوجوانان مي‌توان انتظار داشت رعايت نكات صرفه‌جويي در منابع در جامعه آينده، تضمين شود.

آشنايي با اصول و مباني ديني، آسيب‌نرساندن به محيط زيست، رعايت نكات براي پيشگيري از بيماري‌هاي واگيردار و غيرواگير، اطلاع رساني در خصوص فعاليت‌هاي صورت‌گرفته در خصوص كودكان و نوجوانان در برخي ارگان‌ها، آموزش فرهنگ شهروندي، رعايت نكات ايمني براي جلوگيري از بروز حوادث، شناساندن اهميت پس‌انداز و ده‌ها مورد ديگر از جمله اقدامات مطلوبي است كه مي‌توان با فرهنگ‌سازي توسط نشريات كودك و نوجوان و با حمايت ارگان‌هاي مرتبط انجام شود و از اين طريق آينده‌اي بهتر را براي جامعه رقم بزند.

تنها در اين صورت است كه مي‌توان به آينده نشريات كودك و نوجوان اميدوار بود و انتظار داشت روزنامه‌ها و نشريات در سبد مصرفي خانواده‌هاي آينده جامعه ما ديده شود.

از طريق چاپ و انتشار نشريات كودك و نوجوان با در نظر گرفتن علايق و سليقه اين گروه سني، كودكان و نوجوانان به مطالعه علاقه‌مند شده و درآينده جامعه‌اي متفكر و خلاق پديد خواهند آورد.

دوباره بشمريد، چند نشريه كودك و نوجوان سراغ داريد كه ديگر منتشر نشده‌اند؟

پ-ن: اين يادداشت در روزنامه همدان پيام چاپ شده است.

نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 12:46 | لینک  | 

۱-امتحانات ميان ترم شروع شده

۲-بخش كميك استريپ به شاپره اضافه ميشه...

۳-چقدر بده كه وقت نداشته باشي تو وبلاگت چيزي بنويسي

نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 18:33 | لینک  | 

امروز در حاشیه همه اتفاق های مهم کره زمین یه اتفاق دیگر هم افتاد. قبل از تشریح این اتفاق باید اهمیتش را بازگو کنم.

اصولا همگی با گچ آشنایی دارید. از دوران قبل از دبستان که احیانا با گچ روی دیوار کوچه محل و روی آسفالت خیابان و غیره نقاشی و خط خطی می کردید گرفته تا زمانی که بزرگتر شدید و در مدرسه آب بابا نوشتید تا آنجا که عمل نیک نوشتن را در دوره های بعدی تحصیل ادامه دادید گچ و تخته سیاه همواره با شما همراه بوده اند. اگر تحصیلات عالی! هم داشته باشید باز هم با گچ و تخته سر و کارتان افتاده است و حتی زمانی که احیانا استاد و معلم می شوید یا شده اید هم! من تا قبل از شروع این ترم زیاد به این موضوع فکر نکرده بودم اما از آغاز ترم تا امروز مساله گچ و تخته و استاد از آن مساله هایی بود که بالاخره تا قبل از پایان تحصیلات من در مقطع کارشناسی باید حل می شد.

ریشه این تفکر هم بر میگردد به داستان یکی از مطبوعات کودکی ها راجع به سرفه های تخته سیاه و گچ هایی که از دهان مبارک این تخته معلوم الحال بیرون می ریخت.

ماجرا از آنجا آغاز شد که اساتید دانشکده دیگر با گچ و تخته رابطه خوبی نداشتند و مدام از بیماری هایی که گچ به خوردشان داده است گله می کردند. از اول ترم هم مدام شاکی و ناراحتند که با وجود همه درخواست ها هنوز دانشگاه اقدامی برای استفاده از وایت برد در کلاس ها نکرده است. این بود که در همه کلاس ها به گچی شدن اساتید دقت می کردم و در جریان باز و بسته شدن دهان ایشان در حین درس دادن همزمان با نوشتن و پاک کردن تخته سیاه نگران بیماری و اذیت شدن آنها بودم... این ماجرا ادامه داشت تا امروز فهمیدم تفکراتم نتیجه داده و در کلاس شماره یک که تخته سیاه بسیار پر گچ و بد قلقی داشت یک عدد وایت برد نصب شده است. این اتفاق بسیار مهمی بود که امروز در کنار همه اتفاق های مهم کره زمین افتاد.

(البته تفکرات من برای وایت بردی شدن کلاس ویلای دانشکده هم ادامه خواهد داشت.)

 

نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 19:2 | لینک  | 

 

در انجیل‌ آمده: «شاگردان‌ نزد عیسی‌ مسیح‌ آمده‌ و پرسیدند که‌ کدامیک‌ درملکوت‌ خدا مقام‌ بزرگتری‌ خواهند داشت. عیسي طفل‌ کوچکی‌ را صدا زد و او را به‌ میان‌ شاگردان‌ آورد و گفت‌ تا از گناهان‌ دست‌ نکشید و به‌ سوی‌ خدا باز نگردید و مانند بچه‌های‌ کوچک نشوید، هرگز نخواهید توانست‌ وارد ملکوت‌ خدا گردید».

كودكان ايران در دنياي امروز در عين اينكه پاك، صادق و معصومند اما در عين حال با انفجار عظيمي از اطلاعات و خواسته‌ها دست ‌به گريبان هستند و ديگر آن سادگي دنيا را كه بزرگترهايشان پيش از اين تجربه‌ مي‌كردند حس نمي‌كنند.

در گذشته كودكان موجوداتي ضعيف پنداشته مي‌شدند كه هيچ رأي و نظري نداشتند و بزرگترها صرفاً بايد آنها را تا رسيدن به سنين بزرگسالي حمايت و هدايت مي‌كردند. دنياي كودكان سه دهه‌ گذشته ايران در وقايع انقلاب، جنگ و پس از آن در كارتون‌ها، بازي‌ها و نمايش‌هاي ماندگاري خلاصه مي‌شد كه حتي يادآوري نام آنها، حس نوستالژي نسل دوم و سوم پس از انقلاب را برمي‌انگيزد. اما امروز دنياي كودكان و نوجوانان ايران آنقدر ساده نيست تا با خاله بازي و سنگ، كاغذ قيچي و يا با كارتون‌هاي دوبعدي مثل سندباد، بل و سباستين و زبل خان و حتي با نمايش تلويزيوني خونه مادربزرگه و فيلم سينمايي كلاه قرمزي غني شود. دنياي كودك امروز ايران پر از بازي‌هاي رايانه‌اي و پلي استيشن شده است و كودك خود را در ميان انبوه انيميشن‌هاي وارداتي سه بعدي و سرريز اطلاعاتي حس مي‌كند كه هر لحظه توسط سيستم‌هاي اطلاعاتي دنيا مثل تلويزيون، اينترنت، ماهواره و ساير رسانه‌ها او را مخاطب قرار مي‌دهد. شيفتگي كودك براي كشف دنياي اطراف، او را بر آن مي‌دارد كه با دقت بيشتري به وقايع و حوادثي كه در اطرافش رخ مي‌دهد توجه نشان دهد و لذا در بسياري از موارد كودكان حتي با دنياي پر مشغله بزرگترهايشان هم درگير مي‌شوند.

همچنين متحول شدن روند زندگي در بسياري از خانواده‌هاي ايراني، باعث شده است تا والدين خصوصاً مادران نتوانند تمام وقت خود را به فرزندانشان اختصاص دهند و كودكان و نوجوانان در سني كه نياز به آموختن و فراگرفتن و تجربه دارند، بايد خودشان از عهده انجام بسياري از كارهايشان برآيند.

با تغيير كاركرد خانواده و در اختيار قرار داده شدن كودكان و نوجوانان به واحدهاي اجتماعي بزرگتر، بخشي از وظايف مادران و پدران بر عهده ارگان‌ها و نهادهايي است كه در اين خصوص وظيفه دارند. در اين راستا مطبوعات مي‌توانند در كنار ارگان‌هايي همچون آموزش و پرورش، كانون پرورش فكري  كودكان و نوجوانان، صدا و سيما و ارگان‌هاي مرتبط ديگر، بخشي از نيازهاي كودكان را با توجه به ويژگي‌هاي شخصيتي و ذهني‌ آنها برطرف كنند و در دنياي امروز كه ديگر خانواده‌ها آنقدر وقت ندارند كه مانند گذشته، براي كودكانشان افسانه‌هاي شفاهي گذشتگان را نقل كنند و آنها را از طريق قصه‌گويي، پاسخ به سوالات كودكانه و... براي ورود به دنياي آينده آماده كنند، نقش پررنگي ايفا نمايند.

مطبوعات كودك و نوجوان بايد در كنار خانواده‌ها و ارگان‌هاي مرتبط با كودك و نوجوان به نيازهاي اين قشر سني پاسخ مطلوب دهند و با شناخت ويژگي‌ها و علايق كودك و نوجوان با آنها همراه شده و ضمن اينكه با انتشار مطالب مورد علاقه اين قشر سني، آنها را به مطالعه نيز علاقه‌مند مي‌كنند، زمينه لازم را براي ورود نسل‌هاي مفيد، اهل مطالعه و در نتيجه آگاه به جامعه فراهم آورند.

تخيل سرشار، احساسات پاك، علاقه به طبيعت، ماجراجويي، افسانه‌هاي گذشتگان، موسيقي و لحن ريتميك، مطالب علمي و دانستنيي‌ها، بازي، انيميشن و ... از جمله ويژگي‌هايي است كه مي‌توان براي كودكان و نوجوانان برشمرد و از اين طريق با آنها با لحن و گويش خودشان ارتباط برقرار كرد.

فلسفه براي كودكان نيز از جمله بحث‌هايي است كه اخيراً بيشتر به گوشمان مي‌خورد. يادگيري فلسفه در كودكي با بياني كودكانه و مطابق با روحيات كودكان، مي‌تواند در آينده سبب شكل‌گيري جامعه‌اي با افراد آگاه شود كه درك عميق‌تري از وقايع پيرامون خود دارند. اين جامعه مي‌تواند افراد بزرگي را به دنيا معرفي كند تا همچون گذشتگان نام‌آور ايراني در تاريخ بدرخشند.

اميد بخشي و ايجاد فضايي شاد و پر احساس و در نظر گرفتن تحولات دنياي پر شتاب امروز و نقش كودكان در اين شتاب از ديگر ويژگي‌هاي مطبوعات كودكان و نوجوانان است كه مي‌تواند آنها را با مطبوعات پيوند دهد.

توجه به اين نكات از جمله وظايف نشريات كودك و نوجوان ايران امروز است در حالي كه اگر از تعداد معدود اين نشريات در كشور نسبت به ساير نشريات تخصصي و تعداد مخاطبين بگذريم، متوجه مي‌شويم كه در اغلب موارد با ديدي كلي نگر و صرفاً ايجاد سرگرمي به اين نشريات نگاه مي‌شود در صورتي كه نشريات كودك و نوجوان كاركردي بيش از اين دارند و مي‌توانند براي كودكان و نوجوانان مانند يك دوست صميمي و آگاه عمل كنند. دوستي كه به آنها بينش لازم براي ورود به دوره‌هاي بعدي زندگي و نحوه مواجهه با مسائل روزمره زندگيشان را مي‌آموزد. با آنها مي‌خندد، با آنها بازي مي‌كند و براي آنها از طريق داستان و شعر و سرگرمي، واقعيات زندگي را بيان مي‌كند و حتي از طريق آموزش نحوه تعامل با اجتماع و برخورد با مسائل اجتماعي و شهروندي در راستاي داشتن جامعه‌اي سالم و بالنده تلاش مي‌كند.

براي اين مقصود تحريريه يك نشريه كودك و نوجوان بايد از افرادي تشكيل شده باشد كه كودكان را دوست داشته باشند و بتوانند به راحتي با دنياي پر از رنگ و شاد كودكان ارتباط برقرار كنند و آنها را با خود همراه سازند. همچنين بايد حمايت‌هاي لازم از اين نشريات صورت گيرد تا محدوديت‌هاي نيروي انساني و مالي سبب كاهش كيفيت اينگونه مطبوعات تخصصي و با اهميت نشود.

يادمان باشد اگر ما براي تربيت كودكانمان در ايران اسلامي تلاش نكنيم و راه صحيح آن را ندانيم، ديگراني اين كار را انجام مي‌دهند كه نسبت به فرهنگ ارزشمند ايراني، احساس دلسوزي نمي‌كنند و با ارائه محصولات خوش ساخت و پر رنگ و لعاب امروزي، ذهن و بينش كودكان امروز ايران و در نتيجه آينده كشور عزيزمان را در اختيار مي‌گيرند.

 (چاپ شده در ویژه نامه جشنواره مطبوعات روزنامه همدان پیام)

نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 19:20 | لینک  |