این روزا خیلی زود میرنجم و گریه ام میگیره.شاید اوضاع خیلی برخلاف طبع من پیش میره و شاید به قول یکی از دوستان اثرات به هم ریختن تعادل هورمونی باشه.هرچی که باشه روحیه ام خیلی حساس و شکننده شده و واقعا نمیدونم با این آدم جدید چی کار کنم!![]()
فقط احساس میکنم به آخر خط این روزنامه رسیدم و بهتره کارمو یه جای دیگه ادامه بدم.اما کجا؟نمیدونم.
دوست دارم فقط برم سراغ تحقیق و درس و دانشگاه اما انگار اینم نمیشه.چون ناگزیرم ازلحاظ مالی مستقل باشم.
میدونی!
یه وقتایی که خودمونو علی رغم بی نظمی درونی با یه قانون و نظم خاصی وفق میدیم و یه آدم جدیدی میشیم دیگه دوست نداریم اوضاع مثل قبل باشه.اما مشکل اینجاست که بقیه رو نمیشه تغییر داد.
بذارین واضح بگم.یه قانون هست برای همه.تو بهش پایبند شدی اما بقیه به خودشون اجازه میدن هر طور دوست دارن رفتار کنند.این بقیه یا سواد قانونمند شدن رو ندارن و یا اینکه به قانون با دید یه بازیچه نگاه میکنند.هر چی باشه کار تو رو هم تحت تاثیر قرار میدن.
برای مثال شما وقتی یه روزنامه دارید و صفحه ها توش تعریف شدن میاین یه حادثه رو توی صفحه ی ورزشی کار کنید؟نه دیگه.اگه یه کم فکر کنید میبینید این خیلی غیر منطقیه.اما دوستان ما این کارو میکنند و نمیدونم چرا.دوستان ما جدیدا دارن یه کارایی میکنند که من واقعا از همکاری باهاشون نا امید شدم. هنوز هم وقتی گزارش کیمیاگر پائولو کوئلیو رو بدون اسم تو روزنامه میبینم حالم بد میشه.بعضی گزارشا مثل ناموس آدم می مونه و این گزارش هم از همونا بود که بی صاحاب! رها شده بود تو صفحه آخر!گزارش بازار های همدان هم که با اون خلاصه ی افتضاح کار شده بود حسابی انرژی مو گرفت.
بی ربط۱:

بی ربط۲:
- دیشب فرب و شوهرش و فک و فامیل بابام اینا رفتن کربلا.اون آخرا که داشتم دنبال شیدا و شیوا میگشتم و پیداشون نمیکردم نشستم روی یه سکو و باخودم فکر کردم اینا چرا دارم میرن اونجا؟ چرا همه میگن خوش به سعادتون که همچین جایی میرید؟ و..
نتیجه ی تفکراتم:
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه ست.
پس اگه مقصود خودشه برای من یه امامزاده هم کافیه که بهش نزدیکتر شم اما دوست دارم مامان و بابامو بفرستم این جور جاها چون میدونم خیلی دوست دارن زیارت اباعبدالله و امام علی رو.بابایی که دیشب یه گوشه ی میدون مریانج کز کرده بود و گریه میکرد.مامان هم پاهاش میلرزید.اشکاشوحس میکردم.برای من یه امامزاده کافیه اما اونا باید برن.هدفشون هرچی باشه زمینی نیست.خدایا کمکم کن خودم این کارو براشون بکنم.
ای بابا باز گریه ام گرفت.مثه دیشب که اونا میرفتن.
بی ربط ۳:
دلم میخواد بارون بباره.اما بازم قاطی میکنم.بازم میشه صحبت گل سرخ و شبنم و بارون.میشه وقتی که دوست دارم با یه دوست خوب قدم بزنم و حرفای خوب خوب بزنیم.خوشحالم که یه دوست خوب دارم و خرسندم که اونقدر نزدیکه که میشه باهاش هر وقت خواستی حرف زد و کنارش شاد بود.حتی غمگین بود و باهاش از اینهمه خلا گفت تا با همدردیهای بی ربطش خنده ات بگیره.که حواستو ببره یه جاهای دیگه.
که وقتی گریه میکنی و میری پیشش یادت بره بيني ات قرمز شده،چشمات پف کرده و اصلا آرایش نکردی!
دوست دارم آهنگي رو كه الان دارم گوش ميكنم رو اينجا بذارم.البته با صداي گرم خواجه اميري زيباتر ميشه.
فصل باروني بيشه
رنگ چشماته هميشه
حس تازه بودن من
بي نگاه تو نميشه
اگه ديروز اگه فردا
اگه با هم اگه تنها
با توام خود خود تو
اگه حتي توي رويا
نه ميافتم به پاي تو
نه ميميري براي من
هميشه رد پات پيداست
كنار رد پاي من
كاش دوباره بودن من
رنگ بودن تو باشه
كه در بسته ي قلبم
باز با دستاي تو واشه....
***
خدایا شکرت.میدونم که حال آدما همیشه یه جور نیست و تغییر میکنه.
حول حالنا الی احسن الحال
آمین
ادامه مطلب
همه ی ما در شرایطی قرار داریم که به رغم منحصر به فرد بودن و تنهایی ناگزیری که از هنگام تولد به آن دچاریم -مجبوریم در جامعه زندگی کنیم و با افراد بسیاری در ارتباط باشیم و به دلیل اینکه همه ی افراد از لحاظ شخصیتی و نوع ارتباط در شرایط یکسانی قرار ندارند گاهی برخورد هایی پیش می آید که باعث کدورت و ناراحتی افراد میشود.هرچه میزان تبادل با افراد مختلف بیشتر باشد شمار این برخورد ها افزایش می یابد و در اینجا لازم است افراد در ارتباطات خود قوانین پیش ساخته ای را تنظیم کنند که همه بر آن واقف و موافقش باشند.در ادارات و محل هایی که در آن مشغول به کار هستیم هم این برخورد ها ی ناگزیر به وقوع میپیوندد و مشکل اساسی وقتی رخ مینماید که افراد خاصی که خود را برتر میدانند و یا از نمایش گذاردن استعداد ها وشکوفایی آنها میترسند از قوانین اخلاقی-کاری و شخصیتی پارا فراتر می گذارند و انتظارات معقول افراد دیگر را در نظر نمیگیرند و آن کاری را میکنند که خود میخواهند و شاید نه خدا میخواهد نه انسانیت حکم میکند و نه قوانین به او اجازه میدهند که این فعل را انجام دهد.در شرایط شغلی افراد گاهی ناتوانی مدیران سبب میشود که این افراد در مجموعه نفوذ کنند و ناراحتی دیگر کارکنان را سبب شوند و چه بسا این آفت موافق طبع یک مدیر باشد که در این صورت میتوان پیش بینی کرد که آن مجموعه فلج شود و یا اینکه به کار خود خاتمه دهد. دخالت های ویروس آن سیستم سبب از بین رفتن انگیزه ی کارکنان و کاهش کارامدی مجموعه میشود.چه بسا استعداد هایی در این میانه حرام شده و از بین بروند که اگر چنین نمیشدبه مدیران باکفایتی بدل میشدند اما ویروسی شدن یک مجموعه-اعمال نفوذ افرادی که جز خود به کسی بها نمی دهند و نادیده گرفتن این مسائل توسط مدیر سبب میشود تا فرد یا منزوی و بی کفایت و درجار روزمرگی شود و یا اینکه در آینده راه مدیر خود را دنبال کرده و مجموعه ای ناکارامد بدون انگیزه و بدون بازده مطلوب را اداره کند.

اما در خصوص احساس نامطلوبی که در این مواقع به افرادی که مورد اعمال زور قرار گرفته اند نظر من این است که وی خود را در معرض اعمال نفوذ افرادی میبیند که بنا به دلایلی که فقط برای خودشان قانع کننده است از این کار سر باز میزنند و فرد را دچار نا امیدی گنگی میکنندو...
حجاب چهره جان ميشود غبار تنم خوشا دمي که از اين چهره پرده بر فکنم
چهارشنبه گذشته، 28 شهريورماه، آتش، 90 درصد از سراي تاريخي شريفيه همدان واقع در راسته نخود بريز ها را سوزاند و اين مكان تاريخي تقريبا به طور كلي در آتش سوخت.
ساعت 23.40 چهارشنبه شب گذشته ماموران يگان حفاظت سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري استان متوجه آتش سوزي شدند و فرماندهي نيروي انتظامي و سازمان آتش نشاني را در جريان قرار دادند.كه تيم عملياتي اين سازمان از ايستگاه مركزي به محل اعزام و سعي در اطفاي حريق نمودند كه به دليل گستردگي دامنه آتش سوز ايستگاه هاي 2،3،4،5،6 و 8 نيز وارد عمليات شدند.
سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني همدان دليل گستردگي حريق در اين محل را تجاري بودن منطقه و وجود مواد آتشزا از قبيل پارچه،چسب و... اعلام كرده و افزوده است:حدود 20 دهنه مغازه در اين سانحه طعمه حريق شده بود كه با مصرف حدود 300 ليتر آب از سرايت حريق به ساير مراكز تجاري جلوگيري به عمل آمده و آتش سوزي بعد از گذشت 5 ساعت مهار شده است.
عمليات پاكسازي تا ساعت 12 ظهرروز پنجشنبه29 شهريور به طول انجاميده و علت بروز حادثه هنوز مشخص نشده است.
قدمت اين سرا به دوره قاجاريه باز ميگردد و اين اثر به شماره 2087 مورخ 11/5/1377 در فهرست آثا ر ملي به ثبت رسيده است . اين اثر اخيرا با حمايت هاي مالي سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري و مشاركت بازاريان اين سرا مرمت شده بود.
در اين آتش سوزي مغازه هاي موجود در جبهه هاي حياط مركزي در آتش سوخته و بنا به اظهارات شواهد عيني يكي از مشكلات عديده كه موجب گسترش آتش سوزي شده بود عدم وجود سرايدار شب در اين سرا است.
مسئول روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري استان همدان در اين خصوص به خبرنگار همدان پيام گفت:متاسفانه اين سرا؛ سرايدار نداشته است وقوع آتش سوزي خيلي دير به اطلاع آتشنشاني رسيده است كه اين عوامل منجر به نابودي و سوختن 90 درصد از اين بناي تاريخي شده است.
غلامرضا ياري ادامه داد:سراي شريفيه؛ متعلق به دوره قاجاريه بوده و داراي سقف و تيرهاي چوبي است كه اين موضوع سبب گسترش آتش در اين سرا شده است.
او اظهار داشت:اين اتفاق درحالي رخ داد كه تنها يك هفته از مرمت كاروانسراي شريفيه مي گذرد.
اين گزارش حاكي است تا كنون حدود 80 ميليون تومان براي مرمت سراي تجاري شريفيه با همكاري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري همدان و تجار به صورت مشاركتي هزينه شده بود .
چرا كاروانسراي شريفيه همدان آتش گرفت؟
دليل آتش گرفتن كاروانسراي شريفيه همدان هنوز مشخص نشده است.اما حقيقتا و محققا بايد درخصوص حفاظت از اين بناهاي تاريخي اقدامات امنيتي بيشتري صورت گيرد.با وجود اينكه سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري استان همدان نداشتن سرايدار را دليل اصلي گسترش آتش سوزي بيان كرده است اما بايد توجه داشت كه اينگونه بناهاي تاريخي با ويژگي هاي مختص به خود از جمله استفاده از مواد آتش زا در ساخت بنا و اهميت تاريخي،تجاري و گردشگري آن نيازمند توجه ويژه اي از جانب مسئولين سازمان نامبرده ميباشند.سوالي كه اكنون بايد از مسئولين سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري استان همدان پرسيد اين است كه چرا يك بناي تاريخي نبايد از كوچكترين امكانات محافظتي و امنيتي برخوردار باشد و به چه دليل هيچ گونه تدبيري در مواجه با بروز حوادث دراين اماكن انديشيده نمي شود؟اگر در آينده با سوختن ديگر بناهاي تاريخي و حوادث مشابه مواجه شديم تكليف سرمايه هاي فرهنگي و تجاري و گردشگري پايتخت تاريخ و تمدن چه ميشود؟
