تبليغاتX
تا بیکران
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

سلام

امروزبعد از سه سال و نیم دوباره در جلسه امتحان فیزیک عمومی حاضر شدم

استاد انصافا خیلی خوب سوال داده بود اما من یکی دوتا سوال رو گیج بازی دراوردم. فرمولاشو کف دستم نوشته بودمااااااااا ولی نمیدونم چرا برای سوالای آخر مخم هنگ کرده بود.

متنی که میخونید رو چند روز پیش به خاطر این نوشتم که خبرگزاری ها و رزنامه ها بعد از مرگ شاعران و نویسندگان و بزرگان ایران تازه یادشون میافته که باید معرفیشون کنند اتفاقی که برای نادر ابراهیمی و قیصر امین پور و بسیاری از رفتگان این چند ماه اخیر و چه بسا چند سال گذشته رخ داده.

قدرشناسی پس از مرگ
 
كافي است نام مرگ بر لبانت نقش بندد، مخاطب آنچنان جذب مي‌شود تا ببيند چه كسي مرده است، كه بوده است، چه كرده، چرا مرده و حتي كجا آرميده است؟ چرا آنجايي كه دوست داشته خاك نشده است، خيلي‌ها هم مي‌خواهند بدانند زن و بچه‌اش كه بوده‌اند و...
مسأله شهرت و محبوبيت پس از مرگ در ايران چند صباحي است كه گويا به اصلي غير قابل اجتناب تبديل شده است. يك انسان آن قدر بزرگ مي‌شود و آن قدر گمنام، كه وقتي به ديار باقي شتافت اولين خبرگزاري در عصر روز چند شنبه‌اي تيتر مي‌زند "او اسطوره‌اي بود كه با رفتنش خلائي بر گستره عالم نشاند." وقتي آرشيو خبرگزاري را نگاه مي‌كني تمام خبرهايش در مورد اين اسطوره صرفاً به پس از مرگ او اختصاص دارد.
پس از مرگ بسياري از بزرگانمان آگهي‌هاي تسليت قطار مي‌شوند، نوحه‌ها سراييده مي‌شوند، بسياري در تريبون از گريه منفجر مي‌شوند و بسياري ديگر به تمجيد از آن يگانه از دست رفته و خوبي‌ها، مهرباني‌ها و چه‌هايش مي‌پردازند. به راستي آيا فراموش كرده‌ايم دانشمندان و بزرگان ما تنها دارايي‌هاي زنده‌مان هستند.
مگر اين نيست كه ما با نفس پر بركت پدران و مادراني بزرگ شده‌ايم كه به ما كرامت و پاسداشت خوبي‌ها را آموخته‌اند؟ مگر ما بزرگ شده فرهنگي نيستيم كه شادي را يكي از نعمات بي‌بديل پروردگار مي‌داند و ملتي كه شاد نيست را مرده خطاب مي‌كند؟ ما چه‌مان شده است؟ چرا روزنامه‌هاي ما هر روز خبر از مرگ بزرگي مي‌دهند و براي اولين بار معرفي‌اش مي‌كنند؟
ما اگر اين بزرگان و دانشمندان را ارج ننهيم، اگر ندانيم چه كساني را داريم و فرهنگ ما تنها نيست، اگر به دنبال اين نرويم كه چه بوده‌ايم و چرا اينجا هستيم؟ ديگر وجود نخواهيم داشت و مرده‌هاي متحرك و بي‌هويتي مي‌شويم كه از فروختن ميهن‌شان به بيگانه ابايي نخواهند داشت و مسؤول بي‌چيزي مي‌شويم كه از ترس صرف نكردن دو ريال اضافي، براي نظر دانشمندان مملكت و سرزمينش اهميتي قائل نيست و اين مي‌شود كه دست به گريبان آن‌هايي مي‌شويم كه داشته‌هاي كمشان را معرفي كرده‌اند و به مايي كه چيزي از خود نمي‌دانيم فخر مي‌فروشند و غبطه مي‌خوريم و اندوه سراسر وجودمان را مي‌گيرد كه بيگانه‌ها بيشتر از ما دارند.
اين كه شاعران ما قبل از مرگشان مي‌سرايند: "تا زنده‌ام اكنون به من مرحمتي كن، فردا كه شوم خاك چه سود اشك و ندامت" و يادشان است كه در ستون تسليت‌ها نامي از آن‌ها يادگار مي‌ماند.
اصولاً ما به يادگاري علاقه‌اي ديرين داريم، اين مي‌شود كه بر تن بي‌زبان آثار گذشتگان به بدترين شكل ممكن ناممان را حك مي‌كنيم و با چندش‌آورترين حالت موجود، تاريخ مي‌زنيم.
آنگاه با زمختي تمام امضا مي‌كنيم و خوشحاليم كه نامي از ما به يادگاري ماند....
نمي‌خواهم متن، طولاني‌تر از اين شود اما خواننده اين متن باور كند كه ما تا دانشمندان و بزرگان فرهنگ و هنرمان را نشناسيم و نتايج تحقيقات آن‌ها را به عرصه ظهور نرسانيم، كارهاي بزرگشان را ادامه ندهيم و آثارشان را تا وقتي زنده‌اند معرفي نكنيم؛ نه از غيرت ملي چيزي مي‌ماند و نه از بالندگي نسل‌هاي بعدي اين سرزمين. ما با اين روال، شيفته بيگانگاني مي‌شويم كه چيزي بيشتر از ما ندارند اما بيشتر از ما به داشته‌هايشان باليده‌اند و به آن‌ها ارزش داده‌اند.
باشد كه ايرانيان قبل از خواندن متن وداع روزنامه‌ها با بزرگان علم و ادب و هنر، آن‌ها را شناخته باشند.
 
بعد نوشت۱: آقا مجید گفتند که برای گزارش هایی که راجع به آثار تاریخی همدان عکس بذارم
از پست های بعدی حتما همین کار رو انجام میدم
نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 12:3 | لینک  | 

چندي پيش خبري مبني برتخريب و ريزش ديواره‌هاي قلعه تاريخي اشتران واقع در روستايي به همين نام كه درنواحي غربي شهرستان تويسركان قراردارد به دستمان رسيد و متوجه شديم سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري تاكنون نسبت به مرمت و بازسازي اين اثر واجد ارزش تاريخي و گردشگري كه از سال‌هاي گذشته به طور مقطعي دچار ريزش و تخريب درقسمت‌هاي مختلف شده اقدامي نكرده است. لذا لازم بود به‌جهت اهميت موضوع به بررسي وضعيت كنوني اين قلعه تاريخي و دلايل بي‌توجهي سازمان ذيربط به آن را جويا شويم. گزارش زير به اين دليل به نگارش درآمده است.
قلعه اشتران در يكي از مناطق ويژه گردشگري استان واقع شده است و از گذشته برفراز كوهي مشرف به دره زيباي خرمرود قرار گرفته و درواقع پل ارتباطي غرب كشور و استان‌هاي مركزي به شمار مي‌رفته است. اين قلعه در گذشته از بناهاي نظامي دوره قاجار بوده است و بنابر آنچه از بقاياي اين اثر تاريخي به دست آمده است، قلعه اشتران در گذشته علاوه بر استفاده نظامي، محل و مخزن انبار گندم و آذوقه ساليانه مردم آن نواحي نيز بوده است.
دركنار اين قلعه تاريخي، آثار ديگري از جمله حمام‌سنگي روستاي اشتران و آب انبارهاي اين منطقه واقع شده‌اند و در كنار يكديگر پتانسيل نهفته و ويژه تاريخي و گردشگري اين منطقه را به وجود آورده‌اند.
مسؤول نمايندگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري تويسركان درخصوص علت ريزش ديواره‌هاي اين قلعه تاريخي و عدم مرمت آن گفت: قلعه اشتران از چندين سال پيش در اثر بارش نزولات جوي و سرد و گرم شدن هوا و نداشتن تجهيزات مرمتي در سال‌هاي اوليه به مرور زمان در قسمت‌هاي داخلي و بيروني به طور مقطعي دچار ريزش ديواره‌ها شده است.
عادل‌نژاد ادامه داد: از حدود 4 سال پيش قسمتي از ضلع‌شرقي قلعه مرمت شد اما مرمت كامل قلعه تاريخي اشتران نيازمند اعتباري بيش از 500 ميليون تومان است.
وي گفت: به علت كمبود اعتبارات، بازسازي تمام قسمت‌هاي قلعه تاريخي اشتران در يك پروسه زماني مشخص امكان‌پذير نيست اما اميدواريم با اجراي طرح ويژه گردشگري در اين منطقه شاهد مرمت و حفاظت كامل قلعه تاريخي اشتران در آينده‌اي نه‌چندان دور باشيم.
نماينده سازمان ميراث‌فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري شهرستان تويسركان تمايل دارد به‌منظور استفاده گردشگران از زيبايي‌ها و توانمندي‌هاي منطقه اشتران با توجه به وجود خانه‌هاي تاريخي و بافت‌زيباي روستاي اشتران و طبيعت مصفا، اين منطقه به يك موزه طبيعي تبديل شود كه اين مهم در صورت تخصيص اعتبارات تحقق خواهد يافت.
تأكيد مي‌شود قلعه اشتران اثر تاريخي منحصربه‌فرد و زيبايي است كه متأسفانه به آن كوچكترين توجهي نمي‌شود. اين قلعه با نقاط مثبت گردشگري كه در اطراف دارد مي‌تواند به يكي از مناطق مهم هدف گردشگري استان تبديل شده و در رونق اقتصادي و گردشگري روستاي اشتران حرف اول را بزند.
اين اثر تاريخي ويژه به اعتبار ناچيزي در مقابل سيل اعتبارات اين بخش نياز دارد تا شكوه، جلال و استحكامي دوباره يابد و جايي شود كه يك ايراني با رفتن به آن، به تاريخ گذشتگانش افتخار كند و با نيرو و استعدادي كه در خود سراغ دارد، آينده‌اش را اميدوارانه بسازد، نه اينكه در مسير جاده تويسركان به سمت همدان با ديدن قلعه اشتران، مخروبه‌اي ببيند كه گويي هيچ هويتي ندارد.
آقاي بيات رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان: اشتران را قبل از اينكه همه‌چيز تمام شود، زنده كنيد.
نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 23:37 | لینک  | 

دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست

جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است

استاندار همدان در یازدهمین همایش فصلی مدیران کل مراکز استان های صدا و سیما با بیان اینکه در کشور ما حرکت به سمت توسعه مبتنی بر انهدام نهاد های اصیل بوده است گفت: امروز کشور ما بیش از هر چیز به گفتمان اسلامی و ارتقای نهاد های اصیل نیازمند است.

مرادی بر خلق یک گفتمان بومی تاکید کرد و افزود: گفتمان توسعه غرب که گفتمان مسلط دنیاست به درد ایران نمی خورد.

وی با اشاره به عدم توسعه کشور در دولت های گذشته گفت: دولت هاشمی به دنبال لیبرالیسم سرمایه داریُ توسعه اقتصادی و پارگی فرهنگی بود و میل شدید به استبداد داشت.

همچنین دولت خاتمی دنبال لیبرالیسمُ دموکراسیُ توسعه سیاسی و اساسا به سمت براندازی پیش می رفت که در نهایت هیچ کدام از دو دولت نتوانستند به هدف ها خود برسند و این امر نشان داد که مدل های ما مدل های غربی است و نتیجه ای نخواهد داشت.

مرادی در ادامه ملت سازیُ دولت قوی و مشارکت مردم را لازمه توسعه و پیشرفت بیان کرد.

هفته نامه نشر اندیشه ۱۲ خرداد۸۷

نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 17:52 | لینک  | 

این ترانه رو خیلی دوست دارم. اصولا من هر ترانه ای که دوست دارم میگذارم اینجا. اشکالی نداره که؟

ترانه هم نفس

تو چشم تو یه حادثه‌ست که از ستاره سر تره

نجابتی تو چشماته که آبروتو ميخره

خاطره هام مال خودم تموم شعرام مال تو

اگه بری تو قصه ها بازم میام سراغ تو

واسه چشمات پر شعرم تو دلیل قصه‌هامی

هر نفس هم نفسی تو مثه غم توی صدامی

نازکم از تو نوشتم گل من ترانه‌ای تو

مث تنهایی عاشق پر عاشقانه‌ای تو

منو ببر به شهر عشق گلایه هاتو خط بزن

 تو آرزوی آخری

اگه پر از مصیبتی غماتو هدیه کن به من

 تو آبرومو میخری

یه نیمه جون زخمی ام بیا بیا نفس بده نفس تویی هوا تویی

قاب چشاتو واکن و ستاره ها رو پس بده که مالک صدام تویی

(خواننده: شهاب بخارایی)

بعد نوشت: يادتونه در يادداشت هاي روزهاي خوب يه جمله توي ويژه جام جم نظرم رو جلب كرد: آمدي جانم به قربانت ولي... خوب اينم از اون نشونه هايي بود كه تحقق يافت. افسوس وقتي كه بايد قدر همديگرو نميدونيم. وقتي به سراغ هم ميريم كه دير شده.....

نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 19:35 | لینک  | 

چند روز مي‌شد كه يه پاكت سيگار افتاده بود گوشه كيفش و شده بود مسافر همه لحظه‌هاي روز‌هاي پر التهاب و ثانيه‌هايي كه بي‌توجه از جلوي چشمش حركت مي‌كردند. شايد سيگار آرامش مي‌كرد. اينطوري شد كه كم كم جاي يه فندك هم در كنار وسايل كيف شلوغش باز شد. سيگار و فندك با خجالت به هم نگاه مي‌كردند اما دخترك فرار مي‌كرد. از خودش، از همه استرس‌هايي كه هر روز در زندگيش وجود داشت و از آنها گريزي نبود. پدرش وقتي عصباني و ناراحت بود، سيگار مي‌كشيد و هر روز تعداد پاكت‌هاي سيگاري كه رفتگر به جمع زباله‌هاي شهر دعوت مي‌كرد بيشتر مي‌شد. شايد پدر دوست داشت باز شدن خيالي گره مشكلات زندگيش را در حركات تردستانه دود خاكستري ببيند و براي اين‌ كه اين رشته سراب گونه قطع نشود پكي ديگري به آن مي‌زد و دوباره حركات نجوا گونه سياهي‌هايي كه بر تمام خاطراتش طرح بطلان مي‌كشيد.

پدر عادت داشت همه مشكلاتش را با دود سيگار حل كند. او هر روز به آسماني خيره مي‌شد كه دوست سفيد و باريكش آن را زباله‌داني مي‌كرد و پدر، گره مشكلاتش را پيچيده‌تر مي‌ديد.

پكي عميق‌تر و انشعابات بيشتر رگ‌هاي سياه هوايي كه او درست كرده بود.

چندي نگذشت كه همه خاطرات پدر خاكستري شد، همه روز‌هايش و همه آينده‌اي كه دود سيگار آن‌ را به سرابي گنگ مبدل كرده بود اين دود به همه سلول‌هايش رخنه كرد و به همه نورن‌هاي حسيش سرك كشيد. پدر ديگر خودش نبود بلكه مجموعه‌اي از حركات تردستانه‌اي بود كه سيگار برايش رقم مي‌زد...

او همه زندگيش را به انشعابات خاكستري سپرده بود و خودش را ... افسوس، كم‌كم از ياد مي‌برد.

پاكت سيگار روي فرش افتاده بود. دخترك ديگر احساسي نداشت.

نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 20:4 | لینک  | 

در عصر حاضر با ظهور فناوري‌هاي اطلاعاتي و تحول در همه بخش‌هاي كتابخانه‌ها مشكلات و چالش‌هاي جديدي نيز در كتابخانه‌ها پديد آمده كه مديريت كتابخانه‌ها را به وظيفه‌اي پيچيده تبديل كرده است.
مديران امروز، بايد راه تحول را پيش گيرند و تلاش كنند تا كتابخانه‌ها را به سوي مطلوبي كه مورد انتظار جامعه‌اي كه قرار است به سوي توسعه حركت كند، هدايت نمايند.
بنابر اين امروز مديريت كتابخانه‌ها، مديريت تغيير و تحول است. براي اينكه بتوان در اين امر موفق بود، مديران ابتدا بايد بدانند چه چيزي را بايد تغيير دهند وبه چه سمتي بايد حركت كنند و در جريان اين حركت از چه ابزارهايي براي انجام بهينه امور كتابخانه‌ها بهره بگيرند.
در اين‌ خصوص لازمه ماندگاري و مثمر ثمر بودن مديران و متخصصان كتابداري و اطلاع‌رساني در فرايند توسعه جوامع بشري، انعطاف‌پذيري و آمادگي آنها در مواجهه با تغييرات است.
به همين دليل توجيه چارچوب‌ها، سياست‌ها و روش‌ها، ايجاد تحول در كار و بازنگري در شيوه‌هاي پاسخ به نيازهاي رو به تحول كاربران، براي مديران از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.
مهمترين وظيفه‌اي كه مديران سازمان‌ها دراين زمينه به عهده دارند، برنامه‌ريزي براي رشد و توسعه سازمان و همگام شدن با تغييرات محيطي و پاسخگويي به انتظارات جديد مخاطبان سازمان‌ها است. برنامه‌ريزي دقيق و يافتن راهكارهاي مناسب، دانش و تجربيات كاركنان سازمان، و فرايندي كه اين امكان را فراهم مي‌كند، مديريت دانش است كه امروزه بسيار مورد توجه سازمان‌ها قرار گرفته است.
+++
 
جليل تجليل گفت:با رخ درد مي‌گويم نه با رخ زرد كه ما نمي‌توانيم از منابع خودمان استفاده كنيم.آن سه قرني كه غربي‌ها در فلسفه، ادب، منطق، حكمت و غيره آن قدر از ما دوشيدند ما كوشيديم؟

 

 
نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 18:53 | لینک  | 

بر‌اساس تعريف جامعه بين‌المللي اكوتوريسمTIES، اكوتوريسم سفر مسؤولانه نه به محيط‌هاي طبيعي است كه محيط زيست را حفظ و به رفاه مردم محلي كمك مي‌كند. اكوتوريسم يكي از درآمدزاترين بخش‌هاي توريسم است. اكوتوريست‌ها هم كم توقع‌اند و براي ديدن طبيعت به راحتي خرج مي‌كنند. خوابيدن در چادر را به هتل ترجيح مي‌دهند و براي ديدن گونه‌هاي نادر در پارك‌هاي ملي و مناطق حفاظت شده حاضرند، هزينه بپردازند.
مخرج مشترك تمام دست‌اندركاران اكوتوريسم اين است كه اين صنعت به دليل نوپا بودنش مشكلات فراواني دارد و هنوز قانون‌مند نشده است. ........البته در اين زمينه دو سه سالي است كه اجازه استفاده از چادر و خانه محلي به برگزار‌كنندگان تور‌هاي طبيعت‌گردي داده شده است كه مي‌تواند گام كوچكي در تحقق اكوتوريسم باشد. اما آيا اين تور‌ها در همدان برگزار مي‌شوند؟
در اين خصوص با بنيانگذار توريست و صنعت هوانوردي در غرب كشور به گفتگو نشستيم. وي با انرژي فزاينده خود روحيه پويايي به اين مصاحبه داد. مهر‌علي ملكي پرست كه هم‌اكنون مدير آژانس مسافرتي ايربوعلي تراول است در سال 1345 در زمينه توريست آغاز به كار كرد. وي در رشته مديريت بازرگاني هوايي و مهندسي كشاورزي با گرايش ترويج و آموزش تحصيل كرد و يكي از فعالان بخش گردشگري استان همدان مي‌باشد.
آقاي ملكي آيا در همدان تاكنون تور‌هاي ماجراجويانه و اكوتوريسمي برگزار شده است؟
سال گذشته تور فعالان بخش گردشگري استان به خان گرمز برگزار شد اما آژانس‌ها در اين زمينه به دليل اينكه افراد كمي از اين تور‌ها استقبال مي‌كنند توري برگزار نمي‌كنند. در حقيقت همداني‌ها اشتياق كمي نسبت به شركت در اين تور‌ها نشان مي‌دهند. درحالي كه بازديد از خان‌گرمز و اماكن طبيعي نهاوند و تويسركان با كمترين هزينه، طبيعت بسيار بكر، زيبا و آرامشي دارد كه در بازديد از نقاطي مانند استانبول هم محقق نمي‌شود و اين درحالي است كه علي رغم محيط طبيعي و بسيار زيبا در نهاوند، تويسركان و ملاير مسؤولان اين شهرستان‌ها هيچ اقدامي به منظور معرفي و نمايش اين مناطق زيبا و عرضه به مردم و ساخت تسهيلات انجام نداده‌اند.
اما اگر مردم از بازديد اين مناطق حفاظت شده زيبا استقبال كنند، دولت مجبور به تامين رفاه و رضايت گردشگران در اين گونه مناطق مي‌شود.
براي پا گرفتن اين تور‌ها در همدان بايد چه كرد؟
بايد همه امكانات و تداركات لازم براي استفاده تور‌هاي اكوتوريست، علمي و ماجراجويانه بسته به ميزان درخواست مردم فراهم شود و اين تور‌ها در حالي برگزار شوند كه نحوه برگزاري آنها در تضاد با ايده‌آل‌هاي الهي نباشد.
اين تور‌ها مثلا مي‌توانند در برگيرنده يك شب عرفاني قشنگ باشند، اما در ايران تاكنون هيچ درخواستي مبني بر ايجاد تور‌هاي ماجراجويانه به ما ابلاغ نشده است.
آژانس شما حاضر است اين تور‌ها را در همدان پايه‌ريزي كند؟
در اجراي تور‌هاي عادي خودمان مانده‌ايم، چه برسد به تور‌هاي ماجراجويانه. برگزاري اين تور‌ها بستگي كامل به گرفتن مجوز‌‌ها موافقت‌ها و ايجاد امكانات لازم دارد و بايد فرصت كافي براي ايجاد اين شرايط فراهم شود.
پس به اعتقاد شما ما هنوز شرايط اجراي تور‌هاي ماجرا‌جويانه و اكوتوريستي را نداريم؟
ما طبيعت بسيار زيباي خدادادي داريم كه تمامي آن پتانسيل نهفته‌اي براي جذب توريست از سراسر دنيا است. به منظور استفاده از اين پتانسيل‌ها لازم است امنيت جاده‌ها، تسهيلات، پمپ بنزين، استراحت‌گاه براي مسافرين، تعمير‌گاه و فروشگاه براي تامين مايحتاج توريست و... در مسير‌ها ايجاد شود.
از طرف ديگر براي پا گرفتن اين تور‌ها و تسهيل شرايط گردشگري لازم است در اين زمينه سرمايه‌گذاري شود و سرمايه‌دار هم بايد باورش اين باشد كه بدون جنگ اعصاب و سنگ‌اندازي موفق به سرمايه‌گذاري در منطقه‌اي خواهد شد. بنابراين اگر دولت مي‌خواهد صنعت توريسم ايران را توسعه دهد، بايد امنيت سرمايه‌گذاري فراهم باشد و تمام ادارات براي حفظ منافع سرمايه‌دار، از دميدن در ساز مخالف اجتناب كنند چراكه مبارزه با مديران كج خلق و سنگ‌انداز عمر سرمايه‌گذار را مي‌گيرد و او را از سرمايه‌گذاري منصرف مي‌كند.
تور‌هاي ماجراجويانه در چه صورتي فعال مي‌شوند؟
در بعضي‌ مناطق مانند خان‌گرمز محيط‌بانان با اشتياق و احساس مسؤوليت به مردم فرصت مي‌دهند كه از مناطق بازديد كنند و اگر اين برخورد‌هاي مسؤولانه در ساير مناطق تداوم يابد، تور‌هاي ماجراجويانه با امنيت خاطر در ايران پا مي‌گيرد. از طرف ديگر ما اگر جاده‌هاي سالم وپاك داشته باشيم آنگاه مي‌توانيم با فراغ بال از گرو‌ه‌هاي توريستي ماجراجو دعوت كنيم و وقتي كه تحت نظارت يك مربي اكيپي از مربيان ورزيده فوريت‌هاي پزشكي را براي حمل مصدوم همراه با اتومبيل‌ها و آمبولانس‌هاي خوب با امكانات مناسب و لازم فراهم شود، هيچ‌گونه نگراني در اين زمينه نخواهد بود.
حضور توريست چه ضرورت و چه مزيتي براي جامعه دارد؟
ادامه و متن کامل
***
كارگاه آموزشي كداخلاق جهانگردي در همدان برگزار شد
رتبه 95 ‌امين كشور براي گردشگري ما با وجود تنوع جاذبه‌ها در ايران قابل قبول نيست و ما در صنعت گردشگري مجبور به ورود بخش تكنولوژي هستيم تا 20 مليون نفر گردشگر را در سند چشم‌انداز تحقق بخشيم. اين حق ماست كه به رتبه هفتم گردشگري در دنيا برسيم. در اين راستا سازمان‌ها تاكنون با هم تعامل مناسبي نداشته‌اند تا از اين حلقه‌ها زنجيره محكمي تشكيل شود و گردشگري ما رشد كند.»
معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان همدان در يك كارگاه يك روزه آموزشي با عنوان كد اخلاق جهانگردي خطاب به دانشجوياني كه در اين كارگاه شركت كرده بودند، گفت:« مشكلات عمده ما در بخش گردشگري ضعف آموزش، هتل‌داري، بحران هويت ايجاد شده در ميان ايرانيان و حتي سفره‌آرايي است.»
به گزارش خبرنگار ميراث خبر، عليرضا ايزدي خاطرنشان ساخت:« ما هنوز زحمت شناختن خيام را به خود نمي‌دهيم و نمي‌دانيم كسي كه به دست مغو‌ل‌ها شهيد شد عطار بود. نمي‌دانيم معمار حوزه علميه قم كه يكي از زيباترين معماري‌هاي حاضر را بنا گذاشت علامه طباطبايي بوده است. ما ايراني‌ها هر داشته‌اي را نداشته مي‌كنيم و بر هرچه داريم چشم مي‌بنديم و مي‌گوييم نداريم و خيال خودمان را راحت مي‌كنيم.»
وي كه به عنوان مدرس در اين كارگاه حضور يافته بود، ادامه داد:« ايراني‌ها براي اولين بار خانه را اختراع كردند اما در كدام قسمت خانه‌هاي ما ايراني بودن نمايش داده مي‌شود؟ حتي در نوع چيدمان خانه‌هاي ما نگاهي به ايران وجود ندارد. ما بايد اميدوار باشيم اينها را بسازيم و به خود ياد آوري كنيم كه معناي اين هنر‌ها و زيبايي‌ها چيست. ما بايد خودمان را بشناسيم. نيروي جوان ما بايد نسبت به داشته‌هاي ايراني خودش تغيير نگرش ايجاد كند تا در مرحله بعدي خانواده‌هاي ما به خود باوري برسند.»
او گفت:« فرهنگ و اخلاق ايراني بي‌ترديد در جهان برتر است. به شرطي كه آن را باور كنيم. عنوان كردن خرافات اخلاقيات مار ار زير سوال مي‌برد. ما بايد به آثار تاريخي و فرهنگيمان با ديدي علمي نگاه كنيم و آن را براي بقيه توضيح دهيم. درحالي كه ما نسبت به آداب و رسوم‌مان سهل‌انگاريم. قطعا اگر اخلاقيات، تفكرات و فرهنگ ايراني اينقدر غني و ريشه‌دار نبود قطعا با حمله اسكندر از بين مي‌رفت.»
او اظهار داشت:« در كتيبه داريوش نوشته شده است 3 چيز بر اين مملكت چيره نمي‌شود؛ قحطي، دشمن و دروغ. ما ايراني‌ها نبايد به خود دروغ بگوييم. ايراني بايد اول خودش را بشناسد و بعد فرهنگ اصيلش را تبليغ كند. اگر توريست خارجي ذائقه‌اش به غذاهاي محلي ما سازگار نيست بايد غذا را به او بچشانيم تا ترغيب شود. ما بايد پوشش خودمان را به توريست بپوشانيم و به آن بباليم. ايراني خيلي چيز‌ها براي ارائه دارد و بهترين راه دفاع از مملكت و فرهنگمان ارائه دادن داشته‌هايمان است. فرهنگ ما جوراب پاره نيست كه قايمش كنيم. جاذبه‌هاي گردشگري ايران در رديف 10 كشور دنيا قرار دارد اما با حلوا حلوا گفتن دهان شيرين نمي‌شود.»
***
از نزديكي اراك گذر كرديم و دل به جاده سپرديم و پس از زيارت حضرت معصومه(س) به كاشان رفتيم.
بهترين زمان را انتخاب كرديم، ارديبهشت ماه را، 2 روز وقت داشتيم تا مسيري را بپيماييم كه هر ساعتي رنگ ديگري از طبيعت را نشانمان مي‌داد.
ساعت 9 صبح با يك گروه 23 نفره از خبرنگاران و پرسنل روزنامه و با يك ميني بوس بنز كه سازمان جهاد كشاورزي استان در اختيار خبرنگاران قرار داده بود از همدان به سمت قم رانديم. پس از زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه(س) و صرف نهار در يكي از پارك‌هاي نزديك به حرم مطهر به سمت شهر اولين مردماني كه تمدن شهر‌نشيني را آغاز كردند-كاشان- رانديم و شب هنگام نرم و آهسته نسيم مطبوع شهرسهراب را احساس كرديم. گروه در يكي از مراكز تربيت معلم كاشان اقامت كرديم و فردا صبح به ديدن مجموعه باغ فين كاشان شتافت كه شايد به دليل اينكه اميركبير يكي از دولتمردان نوگراي عصر صفوي در حمام آن مظلومانه به قتل رسيده از شهرت بيشتري برخوردار باشد.
اين باغ كه يكي از زيباترين باغهاي تاريخي ايران و جهان است، داراي مساحتي حدود 25 هزار متر مربع و شامل برج و بارو، درختان كهن،استخرها، جويبارهاي متعدد و فواره‌هاي طبيعي است. پس از گذر از هشتي زيباي ورودي باغ، با آثاري همچون موزه و كتابخانه و بناها و اتاقها و رواقها مواجه مي‌شويد. در بالادست آن چشمه هميشه جوشان سليمانيه است كه گفته مي‌شود هزاران سال است كه آب آن كم نشده‌است.
ديگر آثار تاريخي مشهور كاشان، خانه‌هاي تاريخي اين شهرستان است كه معماري و بنايي بسيار جذاب دارد. از جمله اين خانه‌ها مي‌توان به خانه‌هاي طباطبايي‌ها، بروجردي‌ها، تاج، عباسيان و عامري‌ها اشاره كرد.كه ما در اين سفر از خانه عامري‌ها بازديد كرديم.
كاشان همچنين داراي آب انبارهاي متعدداست كه به طور پراكنده در مراكز، محله‌ها و راسته بازارها وجود دارند و مورد توجه ما قرار گرفت. قصد گروه اين بود كه در ميان كوچه‌هاي كاه‌گلي به ديدن سبك معماري خانه‌هاي كاشان برويم كه با ديدن پله‌هاي متعدد منتهي به آب انبار‌هاي كاشان به سبب تازگي‌اي براي گروه داشت در يكي از اين آب انبار‌ها چند دقيقه‌اي را سپري كرديم و تعدادي از دوستان در حوضچه اكنون آن آبتني كردند و از درخت آب انبار همسايه اين‌بار، توت چيدند....
يكي از محققان كاشان با اشاره به “ راز و رمزهاي آب انبارهاي كاشان” مي‌گويد: در كاشان ۸۵ آب انبار احصاء شده و در حال حاضر ۴۵ رقبه از آنها بهره برداري مي‌شود.
ادامه و متن کامل
***
 
نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 16:46 | لینک  |