تبليغاتX
تا بیکران
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

 

اگر سازمان جاسوسي ات هنوز فعال باشد

همه اينها را ميخواني

و من

در سطر سطر اين نوشته ها لبخندي برايت مخفي مي‌كنم

 

نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 10:50 | لینک  | 

چهره سیبیلوی بامزه پدربزرگ مهربون طنازان ایران از خاطرم محو نمیشه

وقتی تو نمایشگاه مطبوعات دنبال خالق بچه بد میگشتم و پوپک صابری منوچهر احترامی رو نشونم داد.

خیلی دوست داشتنی بود. ارزشمند و تاثیر گذار. به قول مرحوم كيومرث صابري فومني، كلمه در دستان او، مثل جواهري مي‌ماند كه مي‌دانست كجا از آن استفاده كند.

فایل صوتی مصاحبشو هنوز نگه داشتم. مثل فایل صوتی آخرین حرف های دکتر آذرنوش...دارم کم کم یقین پیدا میکنم که تنها صداست که می ماند.

حیف بود...

خیلی

نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 19:4 | لینک  | 

امروز مراسم کلنگ زنی هتل ۵ ستاره باباطاهر ۲ با کشتن یک گاو برگزار شد و شرکت کنندگان در مراسم با عبور از رد پای خون گاوی که در راه اجرای اصل ۴۴ قربانی شد به سمت محل احداث کلنگ حرکت کردند.

استاد جواد مرادیان تار میزد و گاو جون میداد.

به استاد گفتم:

کدومشو باور کنم؟

***

در مراسم افتتاح تله کابین گنجنامه مسوولین استان از خودشون تقدیر کردند.

قبل از اینکه لوح تقدیرها و احیانا سکه ها و بقیه محتویات توزیع بشه فاطمه پرسید از کی میخوان تقدیر کنن؟

گفتم: ردیف اول سالن!

***

تو آب میشوی

من رنج میکشم

و هر دو سکوت می کنیم

اگر یکی بودیم

لااقل با هم آب میشدیم

و من رنج نمی کشیدم!

نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 23:52 | لینک  | 

 دیدگاه های امام خمینی راجع به نقش زنان در جامعه را در اینترنت می خوانم.

به این مقاله می رسم که دیدگاه امام در مورد مسائل مختلف و حق دخالت و نقش زنان را بررسی کرده است.

قسمت هایی از این مقاله توجهم را جلب میکند:

*ما مفتخريم كه بانوان و زنان پير و جوان و خرد و كلان در صحنه‏هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر و همدوش مردان يا بهتر از آنان، در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند...و از محروميتهايى كه توطئه دشمنان و ناآشنايى دوستان از احكام اسلام و قرآن بر آنها بلكه بر اسلام و مسلمانان تحميل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قيد خرافاتى كه دشمنان براى منافع خود به دست نادانان و بعضى آخوندهاى بى‏اطلاع از مصالح مسلمين به وجود آورده بودند، خارج نمودند .

*ما مى‏خواهيم زن به مقام والاى انسانيت‏برسد.زن بايد در سرنوشت‏خودش دخالت داشته باشد.( صحیفه نور)

*اسلام زن را مثل مرد در همه شؤون، همان طورى كه مرد در همه شؤون دخالت دارد، دخالت مى‏دهد. همان طورى كه مردها بايد در امور سياسى دخالت كنند و جامعه خودشان را حفظ كنند، زنها هم بايد دخالت كنند و جامعه را حفظ كنند.زنها هم بايد در فعاليت‏هاى اجتماعى و سياسى همدوش مردها باشند( صحیفه نور)

*اين اسلام و قرآن است كه خانم ها را آورده است‏بيرون و همدوش مردها بل جلوتر از مردها وارد در صحنه سياست كرد. ( همان)

*اين تبليغات كه «اگر اسلام پيدا شد مثلا ديگر زنها بايد بروند توى خانه‏ها بنشينند و قفلى هم درش بزنند كه بيرون نيايند» اين چه حرف غلطى است كه به اسلام نسبت مى‏دهند.صدر اسلام زنها توى لشكرها هم بودند، توى ميدان هاى جنگ هم مى‏رفتند. ( صحیفه نور)

فکر می کنید چقدر از فرمایشات بنیانگذار انقلاب در این مورد تحقق پیدا کرده؟

نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 13:50 | لینک  | 

دارم  دکلمه نیکی کریمی از تولدی دیگر فروغ را گوش می کنم و در جریان وبگردی هایم به متنی از دکتر شریعتی میرسم که توجهم را جلب میکند:

زن عشق می كارد و كینه درو می كند....دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی...

 
زندگی شاید یک خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد...
 
برای ازدواجش ــ در هر سنی ـاجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی...در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو...
 
در اتاقی که به اندازه یک تنهایی است....
 
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی...او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی...او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد...او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی...
 
به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرم....
 
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر.... و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد...
 
به زوال زیبای گل ها در گلدان...
 
و قرن هاست كه او؛ عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند...
 
آه سهم من این است...
 
و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد...! و این, رنج است.
 
سهم من این است....
 
وصدا اوج می گیرد:
 
سهم من آسمانی است که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد
سهم من پایین رفتن از یک پله متروک است
و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن
سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست
و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید
دستهایت را دوست میدارم
دستهایم را در باغچه می کارم
سبز خواهم شد می دانم می دانم می دانم

***
 
نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 19:6 | لینک  | 

 

ز زهد خشک ملولم کجاست باده ناب

که بوی باده مدامم دماغ تر دارد

 ***

و زمين را در شش روز خلق كرد....(آيه 54 سوره بقره)

در ششمين سالگرد تولد همدان‌پيام و هنگامي كه قرار شد مطلبي به همين مناسبت بنويسم اين آيه به ذهنم خطور كرد و با خود انديشيدم: انسان در عين مخلوق بودن و وابستگيش به ذات اقدس الهي در طول تاريخ به وفور نقش آفرينندگي داشته است، به طوري كه بيدل دهلوي نيز به آن اشاره‌ مي‌كند:

هم او مخلوق و هم خالق هم او مرزوق و هم رازق

هم او معشوق و هم عاشق هم او عبد و هم او مولا

اين نقش در راستاي رسيدن به هدف آفرينش و شناختن ذات وجودي انسان توسط خود او ايفا مي‌شود و ابعاد بسيار گوناگوني مي‌يابد. آفرينش در لحظه‌لحظه حيات از آغاز تاكنون در تمام اركان هستي در حال وقوع است و حتي به اندازه يك درنگ هم متوقف نشده بلكه شاخ و برگ‌هاي فراوان و واسطه‌هاي بي‌شماري يافته و هر لحظه پيچيده‌تر و گسترده‌تر شده تا به اين وسيله، اراده خالق يكتاي ازلي و ابدي تحقق يابد.

در اين راستا هر كدام از انسان‌هاي روي زمين به سبب استعدادها و شرايط فردي و اجتماعي خود، ماموريتي ويژه براي تحقق اراده الهي پيدا مي‌كنند و به سبب آن نقش مي‌توانند در نهادينه شدن ارزش‌هاي راستين انساني و الهي در جوامع بكوشند.

بسته به تلاش و احساس مسؤوليت انسان‌هاي يك جامعه، آن اجتماع انساني به سمت ارزش‌ها سوق داده شده و متعالي مي‌شود. در اين ميان توجه به رواج فرهنگ مسووليت پذيري و نهادينه شدن ارزش‌ها و تلاش براي تحقق آنها براي رسيدن به اهداف والاي انساني امري بي‌بديل و لازم است. به اين شكل ماموريت‌ تازه‌اي براي گروهي از انسان‌ها ايجاد مي‌شود تا با استفاده از ابزار‌هايي كه هر روز نو مي‌شوند، نقش خود را به عنوان كساني كه در سمت و سو دادن افكار و فرهنگ جامعه موثرند، ايفا كنند.

رسانه‌هاي گروهي در همه اشكال از قرون گذشته به اين مهم پرداخته‌ و اصحاب قلم با انتشارافكار، اطلاعات و ديدگاه‌هاي خود به حركت رو به جلوي جوامع بزرگ و كوچك سمت و سو داده‌اند. در اين ميان عواملي سبب كند شدن روند اين طي طريق و به مراتب عقب‌ماندگي يا پيشروي جوامع مي‌شود. از آنجا كه از ابتداي متمدن شدن بشر، هر جامعه‌اي در برگيرنده دو طيف مشخص مردم و مسوولان بوده، همواره لزوم ايجاد نقش واسطه‌اي در ميان اين دو طيف براي ايجاد ارتباط و جلوگيري از گسستگي جامعه احساس مي‌شده است كه در جوامع دموكراتيك نقش نظارت، اطلاع‌رساني و نقد رسانه‌ها بر اقدامات و عوامل و جريانات حاكم بر جامعه همواره پررنگ‌تر بوده است.

در اين مسير انقلاب اسلامي ايران نتيجه يك حركت جمعي گسترده بود كه با شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي به رهبري امام خميني(ره) به پيروزي رسيد و مشخص است يكي از سه‌گانه‌هاي موكد مردم ايران در اين انقلاب تحقق آزادي بوده است كه همانا آزادي بيان عقايد و افكار و انديشه‌هاست. در اينجا اهميت نقش رسانه‌هاي گروهي از جمله روزنامه‌ها مشخص مي‌شود

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 12:19 | لینک  | 

دقايقي مانده به امتحان گفتم بروم و نگاهي به تابلوي مخصوص اعلام نمرات كنم. آنقدر با عجله پله‌هاي ورودي دانشكده را پشت سر گذاشتم كه صفري‌هاي (تازه ‌واردين) دانشگاه به اين همه انرژي يك فسيل (ترم نهمي به بالا) غبطه ‌خوردند و آرزوي ترم بالايي شدن! را در سر پروردند.

به خيل شاهدان نتايج امتحان نزديك شدم و با غرور راه خود را از ميان مشتاقين علم و تحصيل كه در صفوف به هم فشرده‌ اعلام نتايج حاضر شده بودند باز كردم تا اينكه به برگه نتايج يكي از امتحانات رسيدم. در ميان فرياد‌ها و برخورد‌هاي فيزيكي متعدد ساير دانشجويان! شماره دانشجويي‌ام را ديدم و با عجله به امتداد آن خيره شدم!

همه آنچه را كه الان مي‌خواهم آن را ته‌مانده‌هاي انرژي يك جوان دانشجوي روزنامه‌نگار بنامم، با ديدن نمره‌اي كه سرجمع به تعداد كل انگشتان دست هم نمي‌رسيد روي دانه‌هاي برف له شده و كثيف زير پاي دانشجويان صفري و فسيل و در حال تحصيل! ريخت و برف‌ها كمي روشن‌تر شدند؛ اما پس از دقايقي اين روشني هم با فشار کفش های دانشجويان مشتاق‌ از ديدن نمره قبولي سياه‌تر و لهيده‌تر شد. پس از چند برخورد بي‌حال با دانشجويان و اساتيدي كه همه به دنبال كار خود بودند و اصلا به زمين خوردن انرژي‌هاي نهفته يك دانشجو توجه نمي‌كردند به محل برگزاري امتحان رسيدم و با ته مانده‌هاي رمقي كه داشتم برگه امتحان را مطالعه كردم. سوال‌ها همه آشنا بود. جواب‌ها هم نوك زبانم بود ها. اما برگه امتحاني بي‌هدف‌تر و كم محتواتر از هميشه سياه شد و در سكوت به مراقبين اهدا گرديد تا امروز حال خوانندگان ستون سراشيبي به كلي گرفته شود.

بيرون از سالن جلسات اما وضعيت طور ديگري بود. محوطه بيروني دانشكده پر از كلاغان سياه رنگي بود كه روي عابرين خسته خرابكاري! مي‌كردند و آسماني كه همه اين روزها آفتابي بود از ابرهاي تيره پر شد و لامپ‌هاي خيابان‌ها را روشن كرد. برف روي سياهي‌ها را مي‌پوشاند و خيابان تنها مسيري بود كه مي‌شد آن را قدم زد و با هزار بار افتادن هم مشروط نشد و به ته خط نرسيد.

- امروز در ستون سراشیبی همدان پیام چاپ شد

-جرقه اش را سینا خرم رودی زد تا به برکت نوشتنش به مرز انفجار نرسم!

***

-سادگی مرا ببین

با هر اتفاقی که نشانه دار شده باشد یک کاخ رویایی می سازم

اما تو که می دانی بیکران!

که به قول ماث:

قاصد تجربه های همه تلخ

با دلم میگوید

که دروغی تو دروغ

که فریبی تو فریب!

نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 11:16 | لینک  | 

ما از برون در شده مغرور صد فریب

تا خود درون پرده چه تدبیر می کنند

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می کنند....

***

و عاقبت.شیر سنگی.کمی سامان گرفت...

شیری که یال هایش از شیره و روغن و شمع- اندوده شده بود و گوشش از صدای برخورد سنگ و کلید و چاقو به تن سنگی اش پر بود. شیری که غمگین و فسرده به الوند خیره شده بود و رو به اضمحلال میرفت. یادگار روزگاران دور و میراث سه هزار ساله این سرزمین.

خوشحالم که بار دیگر صدای پرندگان را میشنوی- دوست من-شیرسنگی

متن كتيبه سنگی نصب شده بر پايه شير سنگي به دو زبان فارسی و لاتین:

بنابر روايات معتبر تاريخي شيرسنگي در سال 324 پ.م به فرمان اسكندر مقدوني و بمناسبت گراميداشت خاطره دوست و سردار محبوبش هفايستون ساخته و بر فراز گور او نصب شد. اين اثر در مجاورت يكي از دروازه‌هاي شهر قرار داشته كه به همين خاطر دروازه مذكور را باب الاسد مي‌خوانده‌اند. به باور عموم شيرسنگي طلسمي بوده براي حفاظت از شهر و دافع سرما و بلايا در سال 319 ه.ق به هنگام هجوم ديالمه به شهر همدان بدستور مرداويج زياري اين پيكره را واژگون و بخش‌هايي از آن را خرد كردند. شير سنگي در تاريخ 1/10/1310 در فهرست آثار ملي ايران ثبت و در عمليات ساماندهي پاييز 1387 ه.ش بر روي پايه سنگي فعلي نصب گرديد.

 این متن توسط دکتر مسعود آذرنوش تایید شده بود. روحش شاد و یادش گرامی

***

دو اسكلت سالم در زير بستر شهر سامن كشف شد

 كشف سكه‌هاي نقره‌اي و گلوله‌هاي سربي در شهر زيرزميني سامن

نوشته شده توسط سعيده آقاخانی در ساعت 16:35 | لینک  |