این بار مطالب رو تیک وار می گم:
رئیس سازمان میراث فرهنگی همدان در نشستی که با خبرنگاران به مناسبت هفته میراث فرهنگی و موزه داشت در پاسخ به این سوال که چرا نسخه خطی کتاب قانون بوعلی سینا به سرقت رفته و چرا تجهیزات امنیتی موزه اینقدر ضعیف بوده گفت: این اتفاق(سرقت) ممکن است در هر جایی از جمله خانه من و شما هم اتفاق بیافتد! که من گفتم اما آقای بیات سرقت میراث تاریخی یک کشور با سرقت تلویزیون خانه شما خیلی فرق دارد! و البته هیچ پاسخ درستی هم از سوالم نگرفتم.
کاوش های تپه هگمتانه به سرپرستی یعقوب محمدی فر آغاز می شود و این در حالی است که در حال حاضر و پس از گذشت یکی دو دهه از اولین کاوش های این تپه باستانی از آثاری که از زیر خاک به دست آمده است حفاظت درستی نمی شود. سوله های فلزی بد شکل و نشت آب به قسمت های مختلف راهروها و آثار معماری به جا مانده شاهد این مدعاست. چنانچه در سالهای اخیر تخریب های زیادی متوجه این آثار شده است. و بر فراز تعدادی از ترانشه ها هم اصلا سوله یا سایبانی برای محافظت از معماری های هگمتانه وجود ندارد.بسیاری از گردشگران از نحوه نگهداری آثار هگمتانه اظهار نگرانی می کنند و با این حال هیات جدید باستان شناسی میخواهد قطعه دیگری از این اثر معماری منظم و منحصر به فرد را از زیر خاک بیرون بیاورد.
هفته موزه و میراث فرهنگی امسال هم مثل هر سال به ساده ترین و بدترین شکل ممکن برگزار می شود و من هم مانده ام از کجای عملکرد حافظان دولتی میراث دفاع کنم؟! قلعه تخریب شده اشتران یا کتیبه های گنجنامه که هر سال ترک هاشان بیشتر دیده می شود؟ تپه هگمتانه یا موزه های غیر استاندارد همدان؟ وضعیت آثار شهرستان ها که بدتر است. با آنهمه تپه تاریخی که پر از آثار حفاری غیر مجاز است و ...
شنبه که در جشنواره میراث فرهنگی و رسانه شرکت کرده بودم خبرنگار سرمایه پس اینکه لوح و جایزه خود را دریافت کرد پشت تریبون گفت: این جایزه ها را به حساب اینکه حدود ۲۰ روز به انتخابات مانده نمی گذارم.
روزی که به نمایشگاه کتاب رفته بودم مصادف بود با روز حضور میرحسین در نمایشگاه و به طبع منم سبز پوش شدم. استقبال از میرحسین خیلی خوب است و امیدوارم کسی که امام خمینی تایید کرد را مردم ایران هم تایید کنند تا ما هم با خیال راحت به ایرانی امن و مترقی و شاد باندیشیم.
همایش خواجه رشید در همدان برگزار شد. پاسداشت بزرگان گذشته با همه این هزینه های کلان هم خوب است اما همین دو روز پیش بود که یکی از بزرگان و محققان زنده همدان در بستر بیماری در مقابل همه ناملایمات و سختی هایی که این چند سال کشیده بود شکست و در مقابل ما که به عیادتش رفته بودیم اشک ریخت. او ۲۸ کتاب پژوهشی آماده چاپ دارد که به دلیل مشکلات مالی قادر به چاپشان نیست. مثل پدرم که دیگر قید نوشتن و شعر گفتن را هم زد.
این روزها حالم از خبرگزاری فارس به هم می خورد با همه اخبار جهت دار احمقانه اش!
دلم میخواهد به رنگ ارغوان اکران شود!
دلم می خواهد...
***
لینک گفتگوهای اخیر من:
(لحظاتی با یک نقاش زن): نيمه پنهان من
(لحظاتی با یکی از فراموش شدگان تئاتر): اختلاف سليقهها تئاتر همدان را متلاشي كرده است
لينك:

مسوول ستاد مير حسين موسوي در دفتر همدان پيام: ميرحسين موسوي يادگار شهداي انقلاب است
یک جورایی مجبورم نشریات را از روی سایت هایشان بخوانم اما اعتراف می کنم حاضرم ۵۰۰ تومان بدهم اما روی کاغذ بخوانمشان آن هم وقتی دراز کشیده ام روی زمین .
این را امروز اینجاخواندم و نویسنده اش را کاملا درک کردم!

این روزا که حتی نمیتونم با خودم روراست باشم
این روزا که نمیتونم هیچ تعریفی از دوست داشتن و با هم بودن کنم
این روزا که هیچ کدوم از بخش های وجودی من فرصت درنگ نداره
این روزا که دنیا خیلی پیچیده تر از من شده
...
بیشتر هوامو داشته باش
او موقع من خبرنگار ایسنای دفتر همدان بودم.
چند روز قبل از اینکه این سفر انجام شه استانداری همدان اسامی خبرنگارانی که می خواستن این سفرو پوشش بدن رو از دفاتر خبرگزاری ها و روزنامه ها گرفته بود و اسم من و یکی از دوستانم که در این خبرگزاری کار می کردیم توی لیست نبود و علی رغم اینکه سعی کردیم اسممون رو برای صدور کارت ابلاغ کنیم این اتفاق نیافتاد.
من اون موقع حدود 2 سال می شد که وارد عرصه خبر شده بودم و کنجکاو بودم یه رئیس جمهور رو از نزدیک ببینم حالا این بحث که این رئیس جمهور چه کسی بود برام زیاد مهم نبود.
خلاصه! ما تمام سعی خودمون رو برای پوشش اخبار این سفر کردیم تا اینکه آخرین دقایق سفر و نشست مطبوعاتی احمدی نژاد فرامی رسید و برخی خبرنگران هم در این نشست حضور داشتند.
شرط حضور در این نشست داشتن کارت بود و ما این کارتو نداشتیم. همکارم تونست یکی از دارنده های کارت دفتر ما رو راضی کنه که در این نشست حضور نداشته باشه به این بهانه که به درد نمی خوره - که چی- پس من چی و...
و من مونده بودم!
با جسارت و همراهی همکارم به استانداری همدان رفتم تا از اونجا با اتوبوس مخصوص خبرنگاران به فرودگاه بریم و در نشست حضور داشته باشیم. تو فضای باز برج استانداری همدان شام خوردیم و به سمت فرودگاه حرکت کردیم. میخواستم سوار ماشین نشم اما بالاخره منم به همراه بقیه عازم شدم.
توی محوطه فرودگاه همدان محافظان کارت تک تک خبرنگاران را بررسی می کردند و بعد اجازه ورود به محل نشست رو میدادن. من وسطای صف ایستاده بودم اما اصلا حس بدی نداشتم.
کم کم خبرنگاران جلویی به داخل میرفتند و درست موقعی که محافظان داشتند کارت خبرنگار جلویی منو چک میکردند با یک حرکت مارپیچی تونستم از پشت محافظان به محل نشست راه پیدا کنم!
چادر مشکی- جثه ریز نقش و تحریک همکارم دلیل اصلی موفقیت آمیز بودن این دور زدن شد و این درحالی بود که یکی دوتا از خبرنگارا نتونستند به محل راه پیدا کنند.
با آرامش تموم از پله ها بالا رفتم و قاطی بقیه شدم! اونجا توی یه اتاق مجزا ماهارو میگشتند اما خوشبختانه با کارت ها کاری نداشتند.
آخرش هم بیشتر از اینکه احمدی نژاد رو از نزدیک دیده باشم از این اتفاق هیجان زده شده بودم.***
نمیدونم چرا این روزا اینقدر سریع از کار خسته میشم و رخوت شب های بی خوابی و صبح های خواب آلود همه تنم رو میگیره. یه چیزی مث نداشتن انگیزه کافی-سرخوردگی و روزمرگی! حتی اعتصاب های بچه های دانشگاه و گفتگوهای تازه خبری هم برام تکراری شده.
***
نگفته ها-ناگفتنی ها- روی هم تلنبار میشود و ما... من و تو... و من و دیگران هم. از هم دور میشویم. میان ما-همه ناگفته هایی قرار گرفته است که باید در دل ریخت و دریایی شد تا نکند آسمانتان طوفانی شود.
***
۲خبر
-حاج آقا رازینی فوت کرد
-دبیر اجرایی جشنواره فیلم کودک علی اصغر زواری شد
***
( قول دادیم وارد بازی های انتخاباتی نشیم-دلیل اینکه در این مورد نمینویسم هم همین قول و قرار هاست)
همه چي داشت جز خرس!
و اما...
اين چيزايي كه پايين مينويسم خيلي رو دلم قلنبه شده:
تا حالا به رفتار يه كيسه پلاستيك كه در هوا رها ميشه دقت كردين؟
بعضي ها تو زندگي آدم مثل اين كيسه پلاستيك رفتار ميكنن. باد كه ميوزه شروع به چرخش ميكنن و بر فراز آسمان زندگي آدم به پرواز در ميان. اما اين حضور مدت زيادي دووم نداره.
امان از وقتي كه شهرداري ذهن درست كار نكنه. اون موقع مفهوم مواد تجزيه ناپذير به معناي واقعي فهميده ميشه و اون پلاستيك گهگاهي زندگي آدم رو لكه دار ميكنه و اين پروسه تا ابد ادامه داره.
دوست داشتم اين آدما مثل درخت رفتار ميكردند. يعني يه جايي تو زندگي آدم جوانه ميزدند، كم كم رشد ميكردند و تنومند ميشدند، در هر شرايطي پابرجا بودند و هميشه زيبايي خودشونو داشتند.
در اين صورت نه تنها سايه شون مال ما بود و زيباييشون در هميشه زندگي خود نمايي ميكرد، بلكه شاخه هاشون هم مامن گنجشكاي كوچولوي ذهن ميشد تا فكر كنيم همه چز مرتبه.
كاش اينطوري بود
تا كي به تمناي وصال تو يگانه
اشكم شود از هر مژه چون سيل روانهخواهد كه سرآيد غم هجران تو يا نه
اي تيره غمت را دل عشاق نشانه
جمعي به تو مشغول و تو غايب زميانه
رفتم به در صومعه عابد و زاهد
ديدم همه را پيش رخت راكع و ساجد
در ميكده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتكف ديرم و گه ساكن مسجد
يعني كه تو را مي طلبم خانه به خانه
روزي كه برفتند حريفان پي هر كار
زاهد سوي مسجد شد و من جانب خمار
من يار طلب كردم و او جلوه گه يار
حاجي به ره كعبه و من طالب ديدار
او خانه همي جويد و من صاحب خانه
هر در كه زنم صاحب آن خانه تويي تو
هر جا كه روم پرتو كاشانه تويي تو
در ميكده و دير كه جانانه تويي تو
مقصود من از كعبه و بتخانه تويي تو
مقصود تويي كعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان ديد
پروانه در آتش شد و اسرار عيان ديد
عارف صفت روي تو در پير و جوان ديد
يعني همه جا عكس رخ يار توان ديد
ديوانه منم من كه روم خانه به خانه
عاقل به قوانين خرد راه تو پويد
ديوانه برون از همه آئين تو جويد
تا غنچهء بشكفتهء اين باغ كه بويد
هر كس به بهاني صفت حمد تو گويد
بلبل به غزل خواني و قمري به ترانه
بيچاره بهايي كه دلش زار غم توست
هر چند كه عاصي است ز خيل خدم توست
اميد وي از عاطفت دم به دم توست
تقصير "خيالي " به اميد كرم توست
يعني كه گنه را به از اين نيست بهانه
***
روز بعد از برگزاري اين جلسه و مطرح شدن اين موضوع، همدانپيام خبر مربوطه را با روتيتر "استاندار از استاد آواز ايران براي اجراي كنسرت در شوراي جهاني صنايعدستي دعوت كرد"در صفحه اول روزنامه به چاپ رسانيد.
پس از آن خبرگزاري مهر خبري با عنوان "شجريان در همدان كنسرت اجرا ميكند "را در ساعت 10:55 به روي سايت خود قرار داد تا آغازگر حاشيههايي باشد كه از عدم درج كامل يك خبر ناشي ميشد.
ساعاتي بعد از انتشار اين خبر در خبرگزاري مهر، خبرنگار خبرگزاري فارس پس از گفت و گو با مدير برنامههاي محمد رضا شجريان، اين تيتر را براي خبر خود برگزيد:"شجريان در همدان كنسرت نميدهد".
روز بعد هم يكي از رسانههاي استان عنوان كرد پيشنهاد دعوت استاندار از شجريان يك پروژه آرزومندانه بوده است و نيز شبهه غيرمردمي بودن اين هنرمند پرآوازه ايران پس از انتشار خبر خبرگزاري فارس ايجاد شد؛ در حالي كه استاد شجريان در مراسم رونمايي از سازهاي جديدش گفته بود: "گروه شهناز همواره به دنبال اجراي كنسرتهاي متنوع در شهرستانها بوده، اما به دليل فراهم نشدن شرايط مناسب براي اجرا، كمتر در شهرستانها به نتيجه رسيده است". پس با توجه به اين موضوع، مطرحكردن بلندپروازانه بودن اجراي كنسرت محمدرضا شجريان در همدان، كاري بياساس بود، چراكه شجريان به لحاظ اينكه يك هنرمند ملي است و از اجراي كنسرت در شهرستانهاي استقبال ميكند، ميتواند و دوست خواهد داشت كه در صورت وجود امكانات مناسب در همدان به اجراي كنسرت بپردازد، چنانچه محمدعلي رفيعي مدير برنامههاي شجريان اين موضوع را تاييد كرد و در گفتگو با همدانپيام اظهار داشت: اگر در همدان امكانات مناسب براي اجراي كنسرت فراهم باشد، ما خودمان در اين خصوص پيشقدم ميشويم و هميشه از اجراي كنسرت در شهرستانها استقبال ميكنيم.
رفيعي ادامه داد: اجراي كنسرت يك مساله است و عنوان كردن اين موضوع كه ايشان در همدان كنسرت دارد، مساله ديگري است ضمن اينكه هيچ تماسي با من تا همين الان براي هماهنگي كنسرت در همدان گرفته نشده است.
وي همچنين اظهار داشت: بايد به خبرنگاري كه بدون فهميدن صد درصد مطلب، آن را رسانهاي كرده ايراد گرفت، چرا كه به طور كامل نميداند اصل خبر چيست و آن را عنوان ميكند.
وي افزود: به دنبال درج اين خبر تماسهاي فراواني گرفته شد، مبني بر اينكه اين كنسرت كي و در كجا برگزار ميشود؟ در حالي كه اگر گروه شهناز و استاد شجريان برنامهاي داشته باشند ما آن را در سايت دل آواز عنوان ميكنيم.
رفيعي با بيان اينكه برنامه كنسرتهاي استاد شجريان اصولا براي يك سال تدوين و برنامهريزي ميشود، خاطرنشان ساخت: امسال برنامههاي ايشان شامل اجراي كنسرتي در تير ماه در تهران است و پس از آن در شيراز كنسرت خواهيم داشت. پس از اين اجرا نيز تور كنسرتهاي استاد شجريان در اروپا آغاز ميشود.
او تاكيد كرد: امسال اعلام كرديم در تهران و شيراز برنامه اجراي كنسرت داريم و از اجرا در شهرستانها نيز استقبال ميكنيم چنانچه قصد دارم به كرمان، شيراز، كرمانشاه و اصفهان سفر و امكانات وشرايط اين شهرها را براي برگزاري كنسرت بررسي كنم، لذا اگر سالن كنسرت در همدان آماده شود و مناسب باشد خودمان براي اجراي كنسرت در همدان پيشقدم ميشويم.
او تصريح كرد: از امكانات در زمينه اشاعه موسيقي اصيل ايراني استفاده ميكنيم، اما برنامهريزيهاي گروه شهناز براي يك سال بعد انجام ميشود و نميتوانيم امسال در همدان كنسرتي داشته باشيم. ما براي اجراي كنسرت در شهرها، مطالعه و تحقيق ميكنيم و اگر ببينيم امكانات شهر همدان براي اجراي گروه مناسب است حتما براي برگزاري كنسرت در اين شهر اقدام ميكنيم.
محمد علي رفيعي همچنين با اشاره به ساخت سالن هزار نفري دانشگاه علوم پزشكي در همدان گفت: اين سالن در مرحله نخست بايد ساخته شود و امكانات آن فراهم شود. نميتوان براي اجرا در سالني كه ساخته نشده برنامهريزي كرد.
وي در خصوص شرايط لازم يك سالن براي اجراي كنسرت خاطرنشان ساخت: محل سالن مورد نظر براي اجراي گروه بايد گنجايش ترافيك را داشته باشد و تردد در محوطه اطراف آن به سهولت انجام پذيرد و طوري نباشد كه مشكل و خطر به همراه داشته باشد و نيز تجهيزات صوتي سالن، مناسب اجراي كنسرت باشد.
او در پايان در خصوص تعامل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با گروه شهناز تاكيد كرد: تعامل خوبي با فرهنگ و ارشاد اسلامي داريم اما لازمه هماهنگيها، تعيين زمان و مكان مناسب براي اجراي كنسرت است.
