
عكس: شهر همدان از نماي بالا- قسمتي كه با رنگ سبز مشخص شده محوطه آرامگاه بوعلي سينا است
يكم شهريور ماه سال 88 مانند بقيه روزهاي ماه رمضان، گرم و كشدار بود. قيافههاي خسته و رنگ پريده روزهداراني كه ميخواستند هرچه سريعتر به خانههايشان برسند و بقيه ساعات روز را به استراحت و احيانا عبادت بگذرانند. شايد كسي نميخواست به چيز ديگري جز طي كردن روزمرگيهايش فكر كند. شايد اين شهر در استحاله كلان شهر شدن، نياز داشت كه دوباره تعريف شود و فاصله اين دگرديسي در سكوت سپري ميشد. هرچه بود روز يكم شهريورماه قبل از ماجراهاي كلان شهر شدن همدان، با نام روز پزشك، روز ولادت بوعليسيناي حكيم و فيلسوف و روز "همدان" گره خورده بود اما بعد از آن و در حالي كه بايد همدان را به عنوان يك كلان شهر فرهنگي و تاريخي به جهانيان معرفي ميكرديم، متوليان فرهنگي شهر همدان در شهرداري درست در روز همدان سكوت كردند و همه ادعاهاي پايتخت تاريخ و تمدن و كلان شهر همدان را به فراموشي سپردند و اين شد كه ناچار مسئولين سازمان ميراث فرهنگي همدان به يك جشن يك و نيم ساعته مختصر اكتفا كردند و قال قضيه به همين راحتي كنده شد! با اين حساب مشخص نيست با اين ادعاهاي بزرگ و اين عملكردهاي كوچك كلان شهر شدن همدان چند سال ديگر تحقق خواهد يافت. اگر واقعا ميخواهيم شهري فرهنگي، بزرگ، زيبا و در عين حال تاريخي و مطرح داشته باشيم بايد مديراني را در راس بگذاريم كه بتوانند از عهده اين وظيفه خطير برآيند نه اينكه درست در روز همدان، معاونت فرهنگي شهرداري حتي نتواند يك بنر در خيابان نصب كند و شهردار هم در تنها مراسم روز همدان حضور نيابد. اين بي حرمتي به شهروندان همدان و شهري است كه 2500 سال قدمت دارد.
